This book aims to demonstrate how the oral tradition works through tracing the presence and use of late antique motifs in Yezidi mythology. Yezidis are a Kurdish religious minority of a few hundred thousand souls, living mainly in Northern Iraq, as well as Syria, Turkey and the Caucasus. Yazidi...
نگارش: هلموت نیکل- موزه هنر متروپولیتن نیویورک برگردان به پارسی: حسام الدین شافعیان در طول تاریخ، یک سوارکار که با مهارت بر بالای اسبی زیبا فرا‌تر از انسان‌های پیاده به نظر می‌رسید، به صورت سنتی نسبت به کسی که بر روی زمین کشاورزی می‌کرد نوعی برتری احساس می‌کرد. در جوامع بدوی که سوارکاری و رمه داری رواج داشت، این دو سبک مختلف زنگی مردم یعنی چادرنشینی رمه داران و مزرعه داری کشاوزان همواره در تقابل با یکدیگر بوده است. این تقابل کهن حتی در جنگ‌های معاصری چون جنگ‌های داخلی آمریکا که گاوچرانان با مزرعه داران به نبرد پرداختند مشاهده می‌شود. از جنبه رمانتیک‌تر موضوع، سوارکاران دلیر تاثیر عمیقی بر آن‌ها که در حوزه فرهنگیشان نبودند می‌گذاشتند و مورد تحسین و احترامشان بودند. قنطروس/ سانتور (نیمه انسان – نیمه اسب اساطیر یونان)، آمازون‌ها (دوشیزه‌های جنگجوی سوارکار اسطوره‌های یونانی)، هون‌ها، تارتارهای اردوی زرین (بخشی از امپراتوری مغول)، شوالیه‌های قرون وسطی با زره‌های درخشنده‌شان، شرقیون/ ساراسن‌ها (لقبی که اروپاییان به عرب‌های مسلمان دادند)، هوزار‌ها و کوییرزیرهای جنگهای ناپلئونی، سوارکاران سرخپوست و گاوچران‌های امریکایی سرگردان «در زیر آسمان آبی بزرگ» همگی با حس وحشتی آمیخته به تحسین دیده شدند و این حس هر چه که دوران آن‌ها از ما دور‌تر می‌شود تقویت می‌شود. بهترین سوارکاران دوران باستان سکا‌ها بودند که در دشت‌های شمال دریای سیاه و فرا‌تر از سر حدهای تمدن یونان زندگی می‌کردند. هرودوت این قبایل سکای سرگردان در استپ‌های شرق دریای سیاه را ساروماتایی می‌خواند و گمان می‌رود که از نسل سکا‌ها و آمازون‌ها باشند. بعد‌ها در زمان رومیان این قبایل که اکنون سرمتیان خوانده می‌شدند سر از غرب در آوردند و اولین سواره نظام سنگین اسلحه اروپا به شمار آمدند. وقتی که هون‌های آسیای مرکزی در ۳۷۵ میلادی امپراتوری اوستروگوت ها/ خاور گوت‌ها را نابود کردند مردمی که در آن سرزمین ساکن بودند یعمی سکا‌ها، قبایل کشاورز ژرمنی (گوت‌ها، بورگوندی‌ها و وندال‌های بدنام شده) و قبایل کوچ نشین استپ‌ها مثل آلان‌ها که پسرعموهای سکا‌ها و سرمتی‌ها بودند به ناچار از موطن شرقی خود به سمت غرب کوچ کردند. جنگجویان ژرمنی آواره توانستند ادوات سواره نظام کوچ نشین را به کار گیرند و از ترکیب دو فرهنگ یک مفهوم اساسی دنیای قرون وسطی یعنی «آیین سلحشوری» (مشابه آیین پهلوانی دوران اشکانیان و آیین جوانمردی دوران ساسانیان – مترجم) به وجود آمد. سکا‌ها در استپ‌های اوکراین باستان. دانشمندان در ایرانی بودن سکا‌ها و ارتباط ان‌ها با ماد‌ها و پارس‌های ایران باستان اتفاق نظر دارند. بازسازی از مرحوم آنگوس مک براید. در سال ۳۷۸ در آدریانوپل، سواره نظام گوتی- آلانی ارتش روم را محو کردند. این پیروزی زمینه ساز گسترش سواره نظام سنگین اسلحه در نبردگاه‌های قرون وسطی شد. گروهایی از آلان‌ها به عنوان اشراف محلی در شمال اسپانیا (کاتالونیا: گوت+آلانیا) و شمال فرانسه (آلنسن) جا گرفتند. آیین سلحشوری وقتی به گونه نهایی‌اش درآمد که قبایل ژرمن دیگری به نام نورمن‌ها به شمال فرانسه رسیدند و آداب سوارکاری آلانی را اقتباس کردند. در نبرد هستینگز که در سال ۱۰۶۶ بین نورمن‌ها و ساکسون‌ها رخ داد، پیروزی نورمن‌ها وقتی حاصل شد که فرمانده جناح چپ سواره نظام آن‌ها تحت فرماندهی کنت بریتانی ملقب به «آلان سرخ» تاکتیک عقب نشینی ساختگی را اجرا کرد. جنگجوی ایرانی زبان آلانی – بازسازی از مرحوم آنگوس مک براید. تا قرن اول میلادی، سرمتیان از خاستگاه‌شان بین دریای مازندران و دریای سیاه به کرانه‌های رود دانوب رفتند که در آنجا با پادگان‌های مرزی امپراتوری روم درگیر شدند. در سال ۱۷۵، امپراتور مارکوس اورلیوس با یازیگ‌ها که غربی‌ترین شاخه سرمتی‌ها بودند و استان پانونیای روم باستان (مجارستان امروزی) را اشغال کرده بودند قراردادی بست که به موجب آن هشت هزار نفرشان را به استخدام ارتش روم درآورد. پنج هزار و پانصد سواره نظام یازیگی به شمال بریتانیا فرستاده شدند تا در برابر پیکت‌ها که برای رومیان دردسرساز شده بودند بجنگند. وقتی که بیست سال خدمت نظامی آن‌ها سپری شد، به آن‌ها اجازه بازگشت به خانه داده نشد ولی در برمتاناکوم در ریبچس‌تر امروزی در ناحیه لنکشایر انگلستان اسکان داده شدند و نسل‌های بعدی آن‌ها تا قرن پنجم هم «دسته کهنه سربازان سرمتی» خوانده می‌شدند. یک فرمانده سرمتی در خدمت رومیان که یک پرچم جوراب بادی سرمتی به صورت اژدها در دست دارد. بازسازی از گری امبلتون سرمتی‌ها که اولین سواره نظام سنگین اسلحه اروپای غربی به شمار می‌روند، کلاه خودهای چند تکه و زره‌های حلقوی در بر می‌کردند و حتی اسب‌هایشان هم با برگستوان محافظت می‌شدند. پرچم آن‌ها نیز متمایز و به شکل جوراب بادی اژد‌ها گون بود که بر یک دیرک قرار گرفته بود و با سر فلزی و بدنه پارچه‌ای وقتی باد از دهان آن وارد می‌شد پیچ و تاپ می‌خورد. آن‌ها خدای قبیله‌ای خود را پرستش می‌کردند که به شکل شمشیری بود که در سنگی فرو رفته است. این جزئیات ممکن است به طرز حیرت آوری تداعی کننده داستان‌هایی در رابطه با شاه آرتور باشند و جالب است به این هم اشاره کنم که فرمانده «لژیون پیروزمند ششم» که دسته سربازان سرمتی به آن‌ها پیوستند شخصی بود با نام «لوسیوس آرتوریوس کاستوس» که در پانونیا خدمت کرده بود. بدون شک سرمتی‌ها از فرماندهی او که با سرزمینشان آشنایی داشت و شاید حتی سنت‌ها و زبان ایشان را می‌دانست استقبال کردند و ممکن است حتی نام او را به یک عنوان بدل ساخته باشند، مثل عنوان‌های قیصر و تزار که از نام جولیوس سزار ریشه گرفتند. در قرن پنجم یعنی زمانی که آرتور «تاریخی» باید زندگی کرده باشد این عنوان باید به وسیله یک فرمانده بریتانیایی بزرگ استفاده شده باشد. به علاوه، در هیستوریا بریتونوم که اولین منبعیست که کمی پیش از سال ۸۰۰ در آن از آرتور نام برده شده است، نویسنده سه شهر را ذکر می‌کند که در آن‌ها آرتورشاه در ۱۲ نبرد پیروز شد و به نظر می‌آید که هر سه این شهر‌ها شکل مختصر برمتاناکوم یعنی پادگان‌های سرمتی‌ها، سواره نظام سنگین اسلحه دوران رومیان باشد. یک بخش جدایی ناپذیر آیین سلحشوری ادبیات حماسی به ویژه افسانه‌های آرتور است. با نگاهی به کوچ نشینانی چون سکا‌ها، سرمتی‌ها، آلان‌ها و هون‌ها می‌شود نتیجه گرفت که این کوچ نشینان یک سنت حماسی بسیار پیشرفته داشتند (چون این سنت شفاهی بود ممکن است واژه «ادبیات» کاملا مناسب نباشد). یک لوح زرین نشان دهنده استراحت یک سلحشور که احتمالا صحنه‌ای از یک افسانه است. موزه آرمیتاژ در حقیقت حماسه‌های بزرگ اروپای غربی، سرود نیبلونگ‌ها، تئودوریک بزرگ و افسانه‌های آرتوری همگی در مورد قهرمانان قرن پنجم میلادی سروده شدند که اوج نفوذ کوچ نشینان استپ‌ها بر اروپای غربی بود. دو تا از لوح‌های زرین مجموعه سیبری پی‌تر کبیر نقش آدمی بر خود دارند. یکی از این لوح‌ها یک سوارکار را نشان می‌دهد که در تعقیب یک گراز است و دیگری زنی را به تصویر می‌کشد که زیر درختی نشسته و مردی بر زمین دراز کشیده و سر بر دامن او گذاشته است. در کنارشان دو اسب هم همراه با یک اسب دار آماده هستند. این صحنه شاعرانه در اسطوره قرون وسطایی لاسلوی مقدس/ سنت لادیسلاو مجارستان، فولکلور شاعرانه مجاری آنا مولنار و حماسه ترکی باستانی در مورد پهلوان تارغین (که نامش یعنی «سر اژد‌ها» که لقب و شکل پرچم شاه آرتور هم بود- مترجم) هم دیده می‌شود. در اروپای غربی نیز این صحنه در والتاریوس شعر حماسی اکهارد سن گالان (حدود سال ۹۴۰)، پاریزوال اثر شاعر و شوالیه ولفرام ون اشن باخ (حدود سال ۱۲۰۰) و حماسه سر بالین و سر بالان اثر سر توماس مالوری (نوشته شده در حدود سال ۱۴۷۰ اما بر اساس منابع فرانسوی حول و حوش سال ۱۲۵۰ میلادی) دیده می‌شود. به عنوان نمونه، والتاریوس که از دست هون‌ها که او را به گروگان گرفته بودند فرار می‌کند «به سبک پانونیایی‌ها» (محل سکونت اولیه سواره نظام سرمتی در خدمت روم) به دو شمشیر مجهز است که ممکن است توضیح دهد چرا در این لوح‌های سرمتی دو نیام بر روی اسب دیده می‌شود. پاریزوال و سر بالین که هر دو قهرمان افسانه‌های آرتوری نیزه دو شمشیر حمل می‌کند. پس از مرگ سر بالین، مرلین یکی از شمشیر‌هایش را در تخته سنگ فرو می‌کند. مراسم تدفین یک همرزم ب ا فرو کردن شمشیر در خاک- فرتور سمت راست: جنگجویان آلان-سرمتی (بازسازی از مرحوم آنگوس مک برایدآ)، فرتور سمت چپ: صحنه‌ای از فیلم «شاه آرتور» محصول ۲۰۰۴ همچنین، پاریزوال و سر بالین قهرمانانی هستند که در جستجوی «جام مقدس» هستند و جالب اینجاست که سکا‌ها و چادرنشینان سیبری –آن طور که ما از آرامگاه‌های یخ زده‌شان دریافتیم- از پاتیل ویژه‌ای برای بخور حشیش استفاده می‌کردند و به قول هرودوت «نعره مستی می‌کشیدند». صحنه دیگر بر روی لوح‌های زرین که گفتیم در مورد شکار گراز است، یادآور اولین ماجرای فراطبییعی آرتور است که بنا بر نوشته ننیوس گرازی موسوم به تروچ تروینت را شکار کرد. در ‌‌نهایت، داستان شمشیر اکس کالیبور (که پس از مرگ آرتور به آب انداخته می‌شود) شباهت‌های زیادی دارد به مرگ باتراز پهلوان اسطوره‌ای اوستیایی‌های قفقازی و کرابات از افسانه‌های مردم صُربی شرق آلمان. اوستیایی‌ها آخرین بازماندگان سرمتی زبانان هستند و صُربی‌ها هرچند اکنون به اسلاوی سخن می‌گویند گروهی مجزا از بقیه هستند که هنوز نام یک قبیله سرمتی را بر خود دارند. اتفاقا شکل قدیمی‌تر واژه «اکس کالیبار» (شمشیر آرتور) «کالیبورنوس» بود که از واژه لاتین «چالیبس» مشتق شده است که به نوبه خود از کلمه‌ای یونانی نشات گرفته است که به «کالیب»‌ها نام یک قبیله آهنگران سرمتی در قفقاز اشاره دارد.
شناساندن نسک «سایه‌های صحرا؛ ایران باستان در جنگ» نویسنده: مریم ا. جعفری بهرام اهوره آفریده را می‌ستاییم که رده‌های رزم آوران را از هم بپاشد؛ که رده‌های رزم آوران را از هم بدرد؛ که رده‌های رزم آوران را به تنگنا افکند؛ که رده‌های رزم آوران را پریشان کند؛ که رده‌های رزم آوران را یکسره از هم بپاشد؛ که رده‌های رزم آوران را یکسره از هم بدرد؛ که رده‌های رزم آوران را یکسره به تنگنا افگند؛ که رده‌های رزم آوران را یکسره پریشان کند. بهرام اهوره آفریده، رده‌های رزم آورانِ دیوان، مردمان دیوپرست، جادوان، کوی‌ها و کرپ‌های ستمکار را چنین کند… (بهرام یشت/ کردهٔ ۲۱، بند ۶۲) ایران زمین با فرهنگ و تاریخی کهنسال و دیرپا دهش‌های فراوانی به شهریگری (تمدن) جهان بخشیده است. با توجه به جایگاه ویژه فلات ایران در جغرافیای جهان، ایران زمین کانون پیدایش و گسترش بسیاری از فرهنگ‌ها، آیین‌ها و هنر‌ها بوده است. کشاورزی، اهلی کردن حیوانات، سیستم پیشرفته‌ی آبیاری، قالیبافی، مهرازی (معماری)، موسیقی و… از جمله دست آوردهای ایرانیان ساکن فلات ایران در گذشته‌های دور بوده است که نشان از بکار گرفتن خرد و شهریگری کهن در این مرز و بوم دارد. افزون بر دهش‌های مادی، ایران دهش‌های مینوی (معنوی) بسیاری نیز به جهان پیشکش کرده است؛ که نام‌دار‌ترین آن منشور حقوق بشر کوروش بزرگ است. با توجه به این که فلات ایران در چهارراه شهریگری دنیای کهن جای داشته است بنابراین جایگاه رفت و آمد و بزنگاه سیاسی و تاریخی تیره‌ها و مردمان بسیاری بوده است؛ بدیهی است که جنگ و پیکار در چنین سرزمینی رخدادی ناگزیر بود. در نتیجه‌ی همین پیکار‌ها هنر جنگاوری در میان ایرانیان پیشرفت بسیار کرد. دکتر کاوه فرخ؛ تاریخ‌دان و تاریخ نگار ایرانی زاده‌ی آتن، در نسک «سایه‌های صحرا؛ ایران باستان در جنگ» به هنر جنگاوری در میان آریاییان از گذشته‌های بسیار دور (۴۰۰۰-۵۰۰۰ پیش از میلاد) تا پایان پادشاهی ساسانیان می‌پردازد. هر چند نام کتاب و زمینه‌ی اصلی آن درباره‌ی جنگ و هنر جنگاوری ایرانیان است ولی به موضوعات دیگری همچون نقش ایران در زمینه‌های استوره‌شناختی، تکنولوژی، دانش‌ها (علوم)، ادبیات، فنون جنگی، هنر‌ها، موسیقی، مهرازی (معماری) و پوشاک نیز پرداخته شده است. دکتر فرخ در تارنمای خود هدف از نگاشتن این نسک را بالا بردن امکان برپایی (تشکیل) یک دانشکده‌ی همیشگی (دائمی) بررسی‌های (مطالعات) ایران‌شناختی در دانشگاه‌های کانادا و آمریکا می‌خواند. کاوه فرخ دکتر کاوه فرخ؛ تاریخ‌دان و تاریخ نگار ایرانی، در سال ۱۳۴۱ خورشیدی (۱۹۶۲م) در شهر آتن‌زاده شد. آموزش مقدماتی خود را در اروپا به پایان رساند و در سال ۱۳۶۲خورشیدی (۱۹۸۳م) به کانادا مهاجرت کرد. درجه‌ی دکترای خود را در شهریور۱۳۸۰ (۲۰۰۱م) از بخش روان‌شناسی آموزشی دانشگاه «بریتیش کلمبیا» (British Colombia) در کانادا با موضوع «فرآیندهای‌شناختی و زبان‌شناختی در فراگیری زبان پارسی» (Language Linguistic Processes of Persian & Cognitive) دریافت نمود. پژوهش‌های او در زمینه‌ی زبان‌های هندواروپایی به ویژه زبان پهلوی (پارسی میانه) بوده ولی در آغاز دهه‌ی ۱۹۹۰م در زمینه‌ی ایران باستان هم پژوهش‌های فراوانی داشته است. نسک «سایه‌های صحرا؛ ایران باستان در جنگ» در سال ۲۰۰۷ توسط انتشارات اسپری (Osprey) به چاپ رسیده است و برگردان فارسی آن به دست بانو شهربانو صارمی انجام پذیرفته است. بانو شهربانو صارمی زاده شهر اردبیل در سال ۱۳۴۳، دوره‌ی کار‌شناسی خود را در رشته‌ی علوم سلولی و مولکولی در دانشگاه تهران گذرانده‌ است و هم اکنون دانشجوی کار‌شناسی ارشد رشته‌ی باستان‌شناسی می‌باشد. نسک با پیشگفتار پروفسور ریچارد نلسون فرای آغاز می‌شود: «… در این نسک، دکتر کاوه فرخ ما را با دیدگاه ایرانی این روایت، در برابر دیدگاه یونانی و رومی آن، که زمان بسیاری بر دانش ما از این جنگ‌ها سایه افکنده است، آشنا می‌سازد. این نسک دیدگاه‌های تازه‌ای را به ما نشان می‌دهد و روشنی نویی بر بسیاری از نهادهای ایرانی در این زمان افکنده است، چنانکه نسک «سواره نظام زبده‌ی ساسانی» یا «اسواران» این کار را کرده است. انتشارات اسپری (Osprey Publication) برای انتشار این نسک که سیمای دیگری از جنگ بین جهان خاور و باختر در زمان‌های باستانی فراهم آورده شایسته‌ی شادباش گفتن است.» در پی آن، پیشگفتار دکتر فرخ آورده شده است با فرنام «پارس یا ایران؟» پس از پیشگفتار دکتر فرخ، گاهشماری در نسک گنجانده شده است که تاریخ ایران را از ۱۰۰۰۰ سال پیش از میلاد تا ۸۳۸ میلادی مرور می‌کند. آنگاه نسک به سه بخش بخش بندی می‌شود: بخش نخست با فرنام هخامنشیان که ۶ هات را در خود گنجانده است: هات نخست: پیش از هخامنشیان هات دوم: کوروش بزرگ و نخستین پادشاهان هخامنشی هات سوم: داریوش بزرگ هات چهارم: خشایارشا و مرزهای امپراتوری هات پنجم: شاهنشاهی هخامنشی از پادشاهی اردشیر تا پیدایش مقدونیه هات ششم: داریوش سوم و سقوط امپراتوری بخش دوم اشکانیان نام دارد که دارای ۵ هات می‌باشد: هات نخست: سلوکیان و پیدایش اشکانیان هات دوم: چالش پارت با روم هات سوم: اشکانیان از حمله‌ی مارکوس آنتونیوس تا هجوم آلان‌ها هات چهارم: تلاش امپراتور ترایانوس برای نابودی اشکانیان هات پنجم: نزول و سقوط اشکانیان و بخش پایانی نسک، فرنام ساسانیان را بر خود دارد که دارای ۸ هات می‌باشد: هات نخست: پیدایش سلسله‌ی ساسانی هات دوم: شاپور دوم، تجدید قوای ساسانیان هات سوم: آشوب‌های سده‌ی پنجم هات چهارم: دوران پادشاهی قباد هات پنجم: خسرو انوشیروان یکم، نوزایی و تجدید حیات هات ششم: شکوه بازپسین و زوال امپراتوری هات هفتم: سقوط ساسانیان و استیلای اعراب هات هشتم: میراث ایران پس از چیرگی اسلام در پایان نسک، پیوستی به نام کتاب‌شناسی برگزیده آورده شده، که بن‌مایه‌های دست یکم و دوم در آن گردآوری شده است. این نسک پرارزش از سوی پژوهشگران و استادان دانشگاه‌های معتبر جهان مورد ارزیابی و تحسین قرار گرفته است. از جمله دکتر Geoffrey Greatrex استاد دانشکده بررسی‌های دینی و کلاسیک دانشگاه اتاوا، دکتر Lloyd Llewellyn- Jones استاد تاریخ دانشگاه ادینبورگ، دکتر Patrick Hunt استاد دانشگاه استنفورد و… افزون بر این، نسکِ سایه‌های صحرا، برنده‌ی جایزه‌ی شیر طلای پارسی انجمن WAALM لندن (مدرسه‌ی دیپلماسی فرهنگی والم) به عنوان «بهترین کتاب تاریخی سال ۲۰۰۸» و همچنین جزو سه نسک بر‌تر تاریخی در سال ۲۰۰۸ توسط انجمن ناشران کتاب‌های ناوابسته (مستقل) آمریکا (Independent Book Publisher Association) برگزیده شده است. «سایه‌های صحرا؛ ایران باستان در جنگ» در ۵۵۲ رویه در پاییز ۱۳۹۰ توسط انتشارات ققنوس با بهای ۱۷۰۰۰ تومان وارد بازار نسک شده است. پی نوشت: شوربختانه فرتور‌ها و نقشه‌ها در چاپ فارسی سیاه و سفید آورده شده که تا اندازه‌ای از زیبایی و کیفیت نسک کاسته است. به دوستان پیشنهاد می‌کنم افزون بر این نسک، نسک «اسواران ساسانی» را نیز بخوانند، بسیار خواندنی است! یاری‌نامه - تارنمای دکتر کاوه فرخ - ویکی پدیا - تارنمای خبرگزاری مهر - جلیل دوستخواه.، ۱۳۸۹. اوستا؛ کهن‌ترین سرودهای ایرانیان، چاپ پانزدهم، تهران: انتشارات مروارید
ا. ح. اکبری شالچی عنوان کتاب: چگونه بچۀ خوبی باشیم؟ نویسنده: دکتر ک. آنچنانیان مترجم: دکتر بعدازاین ک. فشفشانی ویراستار: دکتر بعدازاین ک. دایی‌زاده ناشر: نشر کهکشان آفرین تعداد صفحات: ۲۵ صفحه با ۷ صفحه سفید تیراژ: ۱۰۰ نسخه مخصوص فک و فامیل‌ها و دوستان مخالف الجنس مترجم قطع: مینی جیبی دراز (موبایلی) خواننده: عمه جان مترجم قیمت: ۱۵۰۰۰ تومان ایرانی در ایران، و در خارج از کشور مبلغ برابر با آن در‌‌ همان لحظۀ خرید کتاب. توصیه به کتابخران گرامی اینکه کتاب را دیر‌تر بخرند، تا ارزان‌تر شود! دربارۀ کتاب: «چگونه بچۀ خوبی باشیم» یکی از بزرگ‌ترین شاهکارهای قرن گذشتۀ روان‌شناسی کشکی است. از آن کتاب‌هایی است که اگر دست بگیرید زمین نمی‌گذارید و حتی اگر بخواهید خدمت خلیفه برسید هم آن را همراه خود به بیت الخلا خواهید برد. بر هر صفحۀ دست راست این کتاب، راهکاری نوشته شده که به تنهایی می‌تواند زندگی خواننده را زیرورو یا احیاناً رووزیر کند (این بستگی به گروه خون خواننده دارد). این کتاب پرارزش (۲۵ صفحه ۱۵۰۰۰ تومان) از انگلیسی به زبان پینگیلیش (پرشین-انگلیش= زبان اس‌ام اسی) ترجمه شده که نمونه‌های نثر آن خواهد آمد. ضمناً این کتاب یکی از موثق‌ترین آثار زمان ماست، چون مترجم امانتدار در صفحۀ روبروی ترجمۀ هر راهکار، متن آن را به زبان اصلی هم نقل کرده تا اگر خوانندۀ نازنین و عزیز، زبانِ ترجمۀ او را متوجه نشد، اصل انگلیسی‌اش را بخواند و راحت بفهمد. دربارۀ نویسنده: دکتر آنچنانیان جراح فوق تخصص روان‌شناسی کشکی، آمریکایی اصل اصل بوده هم از طرف پدر و هم از طرف مادر آمریکایی خلّص بوده، دکتر آنچنانیان سرباز صفر وظیفه بوده و این کتاب را پس از برگشتن از جنگ جهانی اول سه سوته نوشته که با ترجمۀ آن به زبان آلمانی در‌‌ همان سال‌ها، نویسنده زیر پتک بیرحمانۀ نقد روان‌شناسان بی‌تربیت آلمانی رفته و غیرعلمی بودن نظریات پادرهوا و چپ اندرقیچی او به دنیای پیشرفته ثابت گشته و نویسنده، انگشتِ خجالت به بینی گرفته به آفریقای جنوبی متواری گشته و دیگر از زنده و مردۀ او اطلاعاتی در دست نیست. اما اکنون با ترجمۀ آثار او به زبان شیرین پینگیلیش (پارسی اندرانگلیسی) و توسعۀ رشتۀ شریفۀ روان‌شناسی کشکی در ایران و موفقیت جالب انگیزناک کتابهای سرکاری مانند «چه کسی پنیر مرا نفله کرد» یا «چه کسی قورباغۀ مرا قورت داد» امید می‌رود نظریات عجیبۀ او در اذهان مردم روانیدوست (=دوستدار روان‌شناسی) و ساده پسند ما زنده گشته به زودی مؤسساتی با الهام از نظریات تابناک ایشان و با هدف جمیلۀ خالی کردن جیب خلق الله در مملکت ما پیدا شود. دربارۀ مترجم: مترجم کتاب دکتر بعدازاین ک. فشفشانی دیپلم ژِ سه‌ای سال ۱۳۵۸، در سفری که اخیراً با تور بین المللی «درازگوش گشت» به کشور همسایه، ترکیه داشته در راه در اتوبوس خیلی معطل بوده، حوصله‌شان سر رفته ناچار تا خود استانبول به همه اس‌ام اس زده و گرفته و کلاس گذاشته هرچه لغت انگلیسی دانسته در متن اس‌ام اس‌های خود گنجانده به طوری که به استامبول نرسیده زبان فارسی فراموششان شده از فارسی به پینگیلیش ارتقا کرده است. در استامبول شنیده که اگر خدا بخواهد و بنده‌هایش بگذارند ترکیه شاید تا سال ۳۰۰۰ به اروپای متحد بپیوندد همین را دلیل اروپایی شدن خود دانسته پس از بازگشت از این سفر ده روزۀ سرنوشت ساز، به ترجمۀ این کتاب کمر همت بسته است (ببینید نصف شما هم نیست!). دربارۀ ویراستار: ویراستار گرامی آقا یا خانم دکتر بعدازاین ک. دایی‌زاده قبلاً شاگرد آشپز بوده که یکدفعه جفت شش آورده و با آبدارچی نشر کهکشان آفرین پسرخاله یا دخترخاله درآمده روز اول خدمت فرهنگی را در کنار سماور و استکان گذرانده و روز دوم بنابر ضرورت به دستور مدیر محترم واجب الاطاعۀ انتشارات کهکشان آفرین به امر ویراستاری کتاب پرداخته (برای اطلاع خوانندگان گرامی عرض می‌شود ویراستار کسی است که نوشتۀ نویسنده را اصلاح یا اگر دلش نخواست، تخریب می‌کند، اما خودش لازم نیست هیچ سروکاری با نویسندگی و کتاب داشته باشد و شاید در عمر خود هیچ کتابی نخوانده باشد!) توضیح آنکه جناب ایشان در روز اول ویراستاری، دستنویس کتاب نویسندۀ بخت برگشته‌ای را به روش فال حافظ باز کرده (این را هم داشته باشید که ایشان در حافظ‌شناسی هم دست دارند و در کار ویرایش کتاب هم مبدع روش جدیدی در هستند که فال حافظی نام دارد، در این روش هیچ نیازی نیست که ویراستار، همۀ کتاب را ویرایش کند، بلکه انگار می‌کند که کتاب، دیوان حافظ است، بعد آن را یهویی باز می‌کند و یک لغت را تخریب می‌کند و اگر روابطش با رییس انتشارات خوب باشد، همین بس است)، لغت «دانشجو» را در آن دیده خط زده به صورت «دانش جو» نوشته که مدیر محترم انتشارات این را نشانۀ نبوغ فوق العادۀ ایشان دانسته چون معلوم است که این واژه از دو قسمت «دانش» و «جو» ساخته شده و باید جدانویسی شود، دوباره کار ویرایش را به ایشان سپرده ویراستار محترم این بار لغت «دانشجو» را هم خط زده و ملحوظ فرموده که خود لغت «دانش» هم از دو بخش «دان» و «ش» ساخته شده پس باید آن را «دان ش جو» نوشت. این دیگر در نشر کهکشان آفرین شاهکار ویراستاری شمرده شده باعث ارتقا شغلی بیشتر و بیشتر جناب ایشان گشته. هرچند از جنسیت ایشان اطلاعی در دست نیست، این ارتقای ناگهانی نشان می‌دهد که ویراستار گرامی باید از جنس لطیف باشند و بقیه‌اش را هم خودتان بفهمید. البته ناگفته نماند که جناب ایشان جانب تحصیل را هم از دست نداده امیدوار است در سال ۱۳۹۳ پس از برداشته شدن کنکور در «رشتۀ آشپزی از راه دور» دانشگاه پیام نور ثبت نام نماید تا در زمینه‌های دیگر هم از کسی کم نیاورد و بعداً در این رشتۀ شریفه دکترا بگیرد. لیکن این را که این سالار، یعنی خانم ک. دایی‌زاده چگونه از دایی جانش‌زاده شده ما هم نفهمیدیم. در بارۀ ناشر: ناشر گرامی یکی از موفق‌ترین آدمهای روزگار ما بوده، در سال ۱۳۷۲ روی حساب چشم روهم چشمی‌های معمول از دانشگاه آزاد واحد یالغوزآباد (روستایی است در پنج فرسخی روستای چالغوزآباد) در رشتۀ جانور‌شناسی با گرایش به انگل‌شناسی مدرک کاردانی گرفته سپس به تهران آمده چند سال خیابانهای پایتخت را ذرع کرده به خواستگاری رفته چون بیکار بوده با تیپا از خانۀ پدر دختر رانده شده لهذا اجازۀ نشر گرفته و اسم خود را با پیشبینی دریافت یارانه‌های افسانه‌ای «کهکشان آفرین» گذاشته نام او در لیست ناشران رفته به طوری که هنوز یک هفته نگذشته دلالان کاغذ به او زنگ زده وی کاغذ یارانه دار به بهانۀ چاپ کتاب از دولت محترم گرفته به دلالان به نرخ آزاد فروخته و در ماه اول خدمات فرهنگی و شغل شریفۀ نشر یک خانۀ ۴۰۰ متری در قیطریه خریده و زن اول را هم گرفته در ماه دوم دو ویلا در شمال و دو زن دیگر هم به آن افزوده و در ماه سوم چهارده هکتار زمین در پارس جنوبی همراه با زن چهارم گرفته (به صیغه‌ای‌ها کار نداشته باشید!) و این همه از صدقۀ سر یارانۀ کاغذ دولتی و یارانۀ سرمایۀ چاپ بوده که ایشان تازه سرمایه را هم از خود صاحب اثر بینوا گرفته و بالا کشیده و در سال اول کار فرهنگی خود خدمات فراوانی را به جیب خود و دختران دم بخت عقدی و صیغه‌ای و نیز دخترهای همین جوری، و البته به فرهنگ کشور هم، مبذول داشته است. بعد از آنکه دولت قانون چاپ حداقل یک کتاب در سال را گذاشته ناشرِ موفق ما هم هر سال یک کتاب ۶۰صفحه‌ای شعر نوی فرانوین بیرون داده و حسن نیت خود را با پر کردن می‌زهای کتابفروشی‌ها و اشاعۀ مکتب گیجی در فرهنگ دیرپای ایرانی به اثبات رسانده است. پس از قطع یارانه‌های کتاب، ایشان هیچ از رو نرفته به طوری که همچنان به گرفتن سرمایه از صاحب اثرهای تازه لیسانس و حیف و میل آن‌ها و لفت و لیس‌های دیگر مشغول بوده و همچنان یکی از موفق‌ترین تجارت پیشگان مملکت گل و بلبل ماست. ما برای این شخصیت فرهنگی موفق توفیقات بیشتری را در عرصۀ خدمت به جیب خود و اشاعۀ نهضت گیجی فرهنگی در کشور فردوسی و زرتشت و کورش آرزو می‌کنیم و امیدواریم که هم میهنان دیگرمان هم فرصت را از دست نداده به خدمات فرهنگی مشغول شوند. ضمناً نویسنده و مترجم و ویراستار هر سه نام خود را مخفف ساخته فقط یک کاف نوشته‌اند که ما هم این سه کاف را نفهمیدیم مخفف چیست و باید رمزی بین خودشان باشد و برخی از آن‌ها معلوم نیست که خانم‌اند یا آقا یا دوجنیستی. شما هم بهتر است زیاد در نخ این چیز‌ها فرو نروید. اینک فرازهایی از این کتاب پرارزش به زبان پینگیلیش: * Newer مسواک نزده و WCنرفته به تخت خواب نروید که کار بچه‌های bad (=بد) است! * بهترین شگرد جلوگیری از دروغگویی این است که فکر کنید پینوکیو هستید و با هر دروغ، noseتان دراز‌تر می‌شود! * در زندگی به یاد داشته باشید که هرگز نباید چیزی را چون all مردم گفته‌اند، قبول کرد. مثلاً َall مردم می‌گویند که زمین کروی است، اما you اگر یک کمی فسفر بسوزانید، می‌بینید همچین نیست. به One دلیل ساده: اگر زمین، کروی بود، کف کفش‌های همه باید از وسط ساییده می‌شد! * هیچوقت اول tea را در لیوان نریزید و بعد شکر را، همیشه اول شکر را بریزید و بعد tea را رویش بریزید تا خودش حل شود و دیگر مجبور نباشید آن را هم بزنید! اگر خواستید باز too در مصرف کالری صرفه جویی کنید، از اول شکر را در خود قوری بریزید و بعد آب جوش را رویش بریزید. * هر وقت خواستید از one تا five بشمرید، هیچوقت از انگشت سبابه beginn نکنید چون ممکن است تا انگشت کوچک بروید و شستتان را forget کنید و بعد ببینید چهار تا انگشت دارید، پس همیشه از شصت [شست] شروع کنید تا درست بشمرید، اما آن را زیاد over نگیرید که خوب نیست! * اگر روزی پشت فرمان نشستید و دیدید که carتان خیلی تند و good راه می‌رود، هرگز احساس شادی نکنید و غرور شما را برندارد، چون در واقع، این car است که دارد تند می‌رود، نه خود شما! * اگر one day دیدید همۀ مردم جهان جمع شده‌اند و می‌گویند مینی بوس از اتوبوس بزرگ‌تر است، you باور نکنید! * [نمونهای از روشهای مدیتیشن در این کتاب]، مجسم کنید: اگر همۀ مردهای world یک مرد شوند و همۀ درختهای world یک درخت، و همۀ رودخانه‌های world یک رودخانه شوند، و بعد آن یک مردِ world آن یک درختِ world را از جا بکند و در آن یک رودخانۀ world بیندازد، آنگاه چه صدای شلپی (sheleppi) خواهد کرد! * ناخن انگشت سبابۀ hand ِ چپتان را همیشه بلند نگه دارید تا هم در وقت تنهایی و اندیشۀ عمیق بتوانید آن را در noseتان بخلانید هم در وقت غیرتنهایی خود را هنرمند و نوازندۀ سازهای طنابی (تاری) معرفی کنید! * لنگه جوراب‌هایتان را بعد از آنکه از foot درآوردید هرگز در هم گولّه نکنید چونmey be شیطان شوید و آن را به طرف کسی پرت کنید و این هم کارِ a good baby نیست! خواندن این کتاب را به همۀ کتابخوانان راحت طلب و مخ فندقی به ویژه آنهایی که می‌خواهند تازه به کتاب خواندن رو کنند، توصیه کرده خاطرنشان می‌کنیم که به سادگی می‌توانید آن را در جیب شلوار بگذارید یا بالای جورابی که پوشیده‌اید، بچپانید و هر جا دوست دارید بروید. امیدواریم خوانندگان عزیز با خواندن این کتاب همۀ مشکلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی موجود در ایران و جهان را شوخی گرفته راه حل همۀ آن‌ها را در ژرفای دل خود دانسته تنها خودرا تقصیرکار شمرده همواره در برابر جمیع مشکلات چشم عبرت فرو بندند و با دل پاک، خود را در این جنگل وانفسا در اختیار انواع جانوران درنده قرار دهند.
مریم ا. جعفری شاهنامه، یادگار گران سنگ فردوسی بزرگ در طی بیش از یک هزاره از سرودن‌اش هم چنان مورد توجه بسیاری از پژوهشگران ایرانی و انیرانی است. بار‌ها شاهنامه و پدیدآورنده‌اش، فردوسی، از دیدگاه‌ها و نگرش‌های متفاوت مورد واکاوی قرار گرفته‌اند. یکی از چالش برانگیز‌ترین موضوعات موردبحث، بن مایه‌ای است که فردوسی از آن برای سرودن شاهنامه‌اش بهره برده است. سالهاست که پژوهشگران با بررسی نسخه‌های خطی شاهنامه در کتابخانه‌ها و موزه‌های جهان چون شاهنامه‌ی موزه‌ی بریتانیا، شاهنامه‌ی کتابخانه‌ی ملی سن پترزبورگ، شاهنامه‌ی قاهره و نسخه‌ی نویافته‌ی کتابخانه‌ی مرکزی ملی فلورانس در تلاش‌اند تا نسخه‌ای از شاهنامه را فراهم آورند که بیشترین همانندی را با شاهنامه‌ی سروده‌ی فردوسی داشته باشد. شماری از پژوهشگران بر این باورند که شاهنامه از بن مایه‌ای مکتوب به نام خدای نامه که در زمان ساسانیان گردآوری شده بود بهره گرفته است و در واقع فردوسی این نسک را به نظم درآورده است. ولی شماری دیگر باور دارند افزون بر این بن مایه‌ی مکتوب که در جای جای شاهنامه از آن یاد شده است شاهنامه بن مایه‌ی دیگری نیز دارد و آن بن مایه‌ای شفاهی است که به صورت سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است و در زمان فردوسی موبدان و دهقانان میراث دار آن بودند، کسانی که فردوسی بار‌ها نامشان را در سروده‌های خود می‌برد. چالش دیگر در میان پژوهشگران پیوند داستان پهلوانان از جمله رستم با داستان شاهان است. گروهی برآنند از آنجا که داستان رستم و دیگر پهلوانان خانواده سام در خداینامه جایی نداشته اصالت تاریخی ندارد و برای آن جنبه استوره‌ای قائل هستند. گروهی نیز برآنند که خاندان سام پهلوانانی در بیرون از مرزهای ایران بوده‌اند و داستان آنان از داستان شاهان ایران جدا بوده که بعد‌ها فردوسی با چیره دستی این دو داستان را با هم ترکیب نموده؛ مطلبی که در نسک «شاهنامه‌ی فردوسی، ساختار و قالب» نوشته‌ی «کورت هاینریش هانزن» (Kurt Heinrich Hansen) با برگردان کیکاووس جهانداری به آن پرداخته شده است. ولی شماری نیز باور دارند که داستان پهلوانان و از جمله رستم در سنت شفاهی مردم (دست کم از زمان پارتیان) وجود داشته و در پیوند با داستان شاهان می‌باشد. از جمله کسانی که باور دارند داستان شاهان و پهلوانان در سنت شفاهی مردم از سالیان دور وجود داشته بانو «الگا دیویدسن» (Olga M. Davidson) می‌باشد. ایشان در نسکی که در این نوشتار به شناساندن آن پرداخته شده به طور مفصل به این موضوع می‌پردازند. دکتر الگا دیویدسن بانو دیویدسن متولد ۱۹۵۲ در آمریکا، استاد زبان‌های فارسی و عربی، مطالعات زنان، زبان و ادبیات اوستایی، پهلوی، سغدی، سکایی، یونان باستان، لاتین، ادبیات تطبیقی، شعر مردمی (فولکلور) و شعر شفاهی در دانشگاه برَندایس (Brandeis) آمریکاست که به پژوهش‌های ایرانی و فرهنگ ایران دلبستگی فراوان دارد و بخش مهمی از زندگی و دارایی خویش را صرف شناختن و شناساندن فرهنگ کهن ایرانی نموده است. ایشان در سال ۱۹۸۳ مدرک دکترای خود را با دفاع از پایان نامه‌اش با موضوع «تاجبخشی در شاهنامه» از دانشگاه پرینستون (Princeton) در رشته‌ی مطالعات خاورمیانه دریافت کرده است. همچنین او یکی از اعضای هیات مدیره دانشنامه‌ی ایرانیکا و مشاور کتابخانه‌ی ایرانیکا در بخش سنت‌های فکری است. نسک «شاعر و پهلوان در شاهنامه» (Poet & Hero in the Persian Book of Kings) نوشته‌ی دکتر الگا دیویدسن توسط دکتر فرهاد عطایی به فارسی برگردانده شده است. این نسک در ۱۹۹۴ توسط دانشگاه Cornell به چاپ رسیده است. دکتر فرهاد عطایی متولد سال ۱۳۳۲ در تهران، مدرک کار‌شناسی خود را در رشته‌ی اقتصاد در سال ۱۳۵۴ از دانشگاه ایالتی نیویورک، مدرک کار‌شناسی ارشد خویش را در سال ۱۳۵۶ در رشته‌ی امور بین الملل (گرایش توسعه) از دانشگاه اوهایو، مدرک دکترای خود را در سال ۱۳۷۱ در رشته‌ی مطالعات خاور نزدیک از دانشگاه برکلی کالیفرنیا و مدرک فوق دکترای خویش را در سال ۱۳۸۰ در رشته‌ی مطالعات خاورمیانه از دانشگاه هاروارد دریافت نموده است. ایشان هم اکنون استاد و هموند هیات علمی روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران می‌باشند. دکتر فرهاد عطایی افزون بر این نسک، دکتر عطایی نسک دیگری از بانو دیویدسن با نام «ادبیات تطبیقی و شعر کلاسیک فارسی» (نشر فرزان/۱۳۸۰) به فارسی برگردانده است. همچنین مقالات زیادی از ایشان در زمینه‌ی روابط بین الملل و مطالعات خاورمیانه در نشریه‌های ایرانی و انیرانی به چاپ رسیده است. پس از پیشگفتار مترجم، پیشگفتار پروفسور گرگوری ناج (Gregory Nagy) همسر بانو دیویدسن آورده شده است و به دنبال آن پیشگفتار بانو دیویدسن و در ادامه نُه هات پیش روی خواننده است: هات نخست: اعتبار فردوسی شاعر هات دوم: اعتبار شاهنامه‌ی فردوسی هات سوم: میراث شعر شفاهی فردوسی هات چهارم: کتاب شاهان، حماسه‌ی پهلوانان هات پنجم: شاه و پهلوان هات ششم: رستم، پاسدار حکومت هات هفتم: موضوع پدری پیشرس و نارس در داستان رستم و سهراب هات هشتم: «دیوسکوریسم» بین پدر و پسر، سرمشقی برای اقتدار در شاهنامه هات نهم: بزم و رزم؛ بهترین مناسبت برای شاعر و پهلوان پس از این نُه هات چند خطی به عنوان سخن پایانی آورده شده است و در پایان پیوستی با فرنام «تحلیلی فرمولی از نمونه‌هایی برگرفته از شاهنامه‌ی فردوسی» به نسک افزوده شده است. نسک «شاعر و پهلوان در شاهنامه» در ۲۲۲ رویه توسط انتشارات نشر تاریخ ایران برای نخستین بار در زمستان ۱۳۷۸ با بهای ۱۴۰۰ تومان (هم اکنون ۵۰۰۰ تومان) وارد بازار نسک شده است.
نویسنده: سجاد امیری باوند‌پور دشت‌های ری و ورامین واقع در جنوب ارتفاعات البرز از مهم‌ترین بخش‌های دشت تهران به حساب می‌آیند. نواحی جنوبی این دو دشت منتهی به اقلیم خشک کویری است اما در قسمت‌های شمالی آن‌ها آب و هوای نیمه خشک در جریان است. وجود یخچال‌های زمستانی در ارتفاعات البرز و ذوب ان‌ها در فصول گرم باعث به وجود آمدن رودخانه‌هایی شده است که آب دشت‌های پایین دست خود را تامین می‌سازد. از این رو با وجود پایین بودن بارش سالیانه در این نواحی، این دشت‌ها از ذخایر آب نسبتا مطمئنی برخوردار هستند (فاضلی نشلی ۱۳۸۰) و دارای خاکی حاصلخیز و مستعد کشاورزی می‌باشند. مقاله‌ی حاضر به منظور ترسیم الگوهای استقراری در دشت‌های ری و ورامین در عصر ساسانی تهیه شده است. با توجه به وجود مادر شهر ری در عصر ساسانی در این منطقه، شناخت الگو‌های پراکندگی محوطه‌های استقراری در اطراف این شهر می‌تواند در درک ماهیت نظام زمین داری در این عصر به خصوص اواخر سلسله ساسانی مفید باشد. محدوده‌ی مورد پژوهش برای این بررسی از جنوب به کویر‌های جنوبی شهرستان‌های شهرری و ورامین، از شرق شهرستان پاکدشت و شمال شهرستان ورامین واز غرب به شهرستان رباط کریم و اسلامشهر محدود بود. با این وجود جبهه‌ی شمالی محدوده‌ی مورد پژوهش که شامل شهرستان تهران می‌شود عملا به دلیل گسترش شهر تهران و تخریب تقریبا تمام محوطه‌های باستانی که در این ناحیه قرار داشته است، غیر قابل بررسی به نظر آمد و داده‌های پراکنده‌ی بدست آمده نیز گمراه کننده بود. بنابر این ناچارا محدوده‌ی شمالی این بررسی به مرز‌های شمالی شهرستان شهرری محدود شد. شناسایی محوطه‌های ساسانی در دو مرحله بازدید میدانی و برداشت سطحی سفال به شکل تصادفی و همچنین مطالعات کتابخانه‌ای صورت گرفت. به دلیل فعالیت‌های کشاورزی و همچنین حفاری‌های غیر مجاز، بیشتر محوطه‌ها دچار تخریب‌های گسترده شده بودند که این از تخمین وسعت تپه‌های باستانی جلوگیری می‌کرد. در پایان عملیات شناسایی، تعداد چهل و سه محوطه که دارای استقرار‌های ساسانی بودند در محدوده مورد بررسی ثبت شد. که از این میان ۲۲ عدد شامل قلعه‌های تاریخی بود و ۱۸ عدد نیز مربوط به تپه‌های باستانی با استقرار‌های ضعیف خارج شهری بود. یک آتشکده، یک دخمه تدفینی و یک کوشک سلطنتی نیز در میان اثار ساسانی شهرری قرار داشت. ساختمان تمامی قلعه‌های موجود در منطقه از خشت و چینه بودند و نیز، همگی در دوران اسلامی دارای اسکان مجدد بودند. با وجود آنکه از نوع سفال‌ها و معماری قلعه‌ها می‌توان حدس زد که اکثر این قلعه‌ها متعلق به دوران متاخر ساسانی هستند اما از قلعه موسوم به خالد آباد ورامین یک سکه از اردشیر اول بدست آمد (فاضلی نشلی ۱۳۸۰) که نشان می‌دهد سابقه‌ی پاره‌ای از قلعه‌های منطقه به قدیمی‌ترین دوران عصر ساسانی باز می‌گردد. توزیع این قلعه‌ها در سطح منطقه از الگوی جالبی پیروی می‌کند (نگاه کنید به نقشه ۱) همگی در فاصله‌ی بسیار کمی از منابع آب قرار دارند و در اطراف آن‌ها استقرار‌های کوچک روستایی قرار دارد. وجود چنین تعدادی قلعه‌ی باستانی در منطقه پرسش‌هایی در باره‌ی ماهیت آن‌ها را به وجود می‌آورد. پس از فروکش کردن قیام مزدکیان توسط خسرو اول، نظام‌های زمین داری در ایران دچار دگرگونی شد و از پس آن طبقه‌ی جدیدی از زمین داران کوچک‌تر ظهور کردند که در ازای زمین‌های واگذار شده به آن‌ها به شاه و دربار وفادار بودند. (تفضلی ۱۳۷۶) این طبقه‌ی نوظهور که دهقانان نام داشتند نقش بسزایی در نظام مالیات گیری جدید ایفا می‌کردند به طوریکه بنا به گفته طبری، اداره امور محلّی از وظایف موروثی انان بود و کشاورزان ناگزیر بودند که از آن فرمان برند. آنان احتمالاً نماینده حکومت در میان کشاورزان بودند و مهم‏‌ترین وظیفه آنان گردآوری خراج بود. (همان) اراضی که دهقانان در اختیار داشتند از آنچه که خاندان‌های اشرافی در اختیار داشتند کوچک‌تر بود با این وجود آن‌ها برای خود دارای ثروت و زندگی مجللی بودند (همان.) پراکندگی قلعه‌های موجود در منطقه‌ی ری کاملا با شرایط یک چنین جامعه‌ای مطابقت دارد: قلعه‌هایی در اراضی حاصلخیز پر آب که از هر جهت برای امور کشاورزی مناسب است و استقرار‌هایی کوچک و روستایی در مابین آن‌ها. در واقع می‌توان این قلعه‌ها را بنا‌هایی اربابی تصور نمود که البته در مواقع اضطرار نیز پناهگاه کشاورزان بوده است. سبئوس تاریخ نگار ارمنی که کتاب او از منابع مهم جهت تاریخ ساسانیان به حساب می‌آید نیز اشاره می‌کند که وسطام دایی خسرو پرویز پس از آنکه بر علیه این پادشاه شورش کرد با نیروهای خود تمام منطقه ری را غارت کرد. او در متن از کلمه‌ی «منطقه» استفاده کرده است و نه «شهر» و این نشان می‌دهد که دشت ری در اواخر سلسله ساسانی منطقه‌ای آباد و ثروتمند بوده است. همچنین به گفته‌ی سبئوس نبرد وسطام با نیرو‌های خسرو در همین «منطقه ری» صورت گرفته  (Sebeos XXII,95)و می‌توان فرض کرد که قلعه‌های موجود در منطقه حافظ جان و پناهگاه کشاورزان محلی در زمان جنگ بوده‌اند. در پایان باید گفت برررسی الگوهای استقراری ساسانی در دشت‌های ری و ورامین کاملا باز تاب دهنده‌ی یک جامعه کشاورزی بر پایه زمین داری‌های خرد است (فاصله‌ی نسبتا کم تعدادی از قلعه‌ها نسبت به یکدیگر این موضوع را ثابت می‌کند) که در منابع دوران اسلامی بسیار به آن اشاره شده است و اینک شواهد باستان‌شناسی مهر تایید بر ان می‌زند. فهرست قلعه‌های موجود در منطقه به قرار زیر است: قلعه گبری ری: این قلعه مربوط به دوره ساسانی بوده و دارای پلان مربع نزدیک به ذوزنقه است که در هر یک از زوایای قلعه یک برج برای امور دفاعی و دیده بانی به قطر ۱۴ متری و ارتفاع حدود ۱۷ متر قرارداشته است. مصالح به کار رفته در این قلعه چینه و خشت و ملات گل می‌باشد. (کوثری ۱۳۷۵). این قلعه در دوران اسلامی بازسازی شده و احتمالا تغییر کاربری پیدا کرده است. قلعه طالب آباد: ویرانه‌های این قلعه در میانه جاده‌ی شهر ری به ورامین و در نزدیکی روستایی به همین نام قرار دارد. کهن‌ترین سفال‌های موجود بر سطح این محوطه سفال‌های ساسانی می‌باشد (صفی‌نژاد ۱۳۴۵.) قلعه کاسنی: مصالح به کار رفته در این قلعه شامل خشت و چینه می‌باشد. در هر چهار گوشه قلعه یک برج دایره‌ای و در وسط هر ضلع دیوار آن نیم برجی جهت استحکام و حفاظت و حراست وجود داشته است. قطعات سفال بدست آمده از داخل و پیرامون قلعه متعلق به دوران ساسانی و اسلامی می‌باشد. قلعه عشق آباد: این قلعه در کهریزک، دهستان قلعه نو، روستای عشق آباد قرار دارد. این مکان باستانی از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول شامل قلعه عشق آباد و بخش دوم شامل تاسیساتی است که احتمالاٌ متعلق به مکانی مذهبی می‌باشد قلعه دارای ۴ برج بر روی مصطبه‌ای عظیم از خشت قرار گرفته است. در یکصد متری شمال قلعه محوطه‌ای با سه سکوی مدور با مصالح سنگ لاشه ملات ساروج و آجر قرار گرفته است (پور بخشنده ۱۳۸۱). سفال‌های سطحی این قلعه مربوط به اواخر دوران ساسانی و اوایل اسلام است. قلعه ده خیر: این قلعه در دهستان قلعه نو و روستانی ده خیر واقع شده است. دیوار‌های قلعه از خشت و چینه می‌باشد. قلعه دارای ۴ برج می‌باشد و محیط داخلی برج ۳۰*۳۰ متر است. قطر برج‌ها ۵*۵ و ارتفاع آن از داخل ۴ متر است.. ورودی قلعه از میانه باروی غربی بوده است. این قلعه از معدود قلعه‌های ساسانی است که در بررسی سطحی آن سفال‌های اسلامی بدست نیامد. قلعه سلمان آباد: این قلعه در روستای سلمان آباد فشافویه شهر ری قرار دارد. بنای قلعه از خشت و چینه بر پا شده که در قسمتهایی از آن نیز از آجر استفاده شده است. قلعه دارای تأسیساتی بوده است که با توجه به نوع مصالح بکار رفته در آن نسبت به قدمت اولیه قلعه که مربوط به دوره ساسانی می‌باشد جدید‌تر بوده است (پور بخشنده ۱۳۸۱) قلعه خیر آباد: این قلعه در روستای خیر آباد ورامین قرار دارد. به احتمال قوی قلعه در دو طبقه شکل گرفته بود که بخشهای فوقانی آن تماماً فرو ریخته و تنها پایه چند ستون بر سطح فوقانی تپه برپاست مصالح خشت و گل رس می‌باشد و برجهای جنوبی و غربی آن تا حدی سالم باقی مانده است. (خلعتبری ۱۳۸۰) قلعه عزیز آباد: واقع در روستای عزیز آباد ورامین. قلعه عزیز آباد، قلعه و دژی بسیار قدیمی و محکم بوده است که بصورت دایره دور محوطه‌ای خالی را احاطه کرده است. قطر این دیوار ۹ متر است که در سه طبقه اتاقهایی در آن تعبیه شده بوده و در گوشه‌ها و دو طرف دروازه قلعه برجهای دیده بانی وجود داشته است. مصالح بنا از خشت و گل رس و آجرهای نیمه پخته است. (حاتمی ۱۳۸۴ الف) قلعه حرمین: این قلعه در سه کیلومتری جنوب پیشوای ورامین قرار گرفته است. سفالهای جمع آوری شده از این محوطه شباهت زیادی به سفالهای مربوط به اواخر دوران ساسانی تا اواسط دوران اسلامی منطقه دارد. این محوطه امروزه از سه قسمت مجزا تشکیل شده است که در زمان آبادانی بنای واحدی را تشکیل می‌دادند. محوطه شمالی که ارتفاع قابل توجهی دارد و بصورت برجی مدور خود نمایی می‌کند احتمالا هسته مرکزی و حاکم نشین قلعه بوده است. دیواره‌های بلند و استوار برج با توجه به تخریب‌های چند صد ساله هنوز غیر قابل عبور و نفوذ هستند (حاتمی ۱۳۸۴ ب) قلعه باجک ورامین: سطح محوطه شامل سفال‌های بدون لعاب مربوط به دوران ساسانی و سفال‌های دارای لعاب اوایل اسلامی می‌باشد معماری قلعه باجک بقایای دیواری بسیار قطور چینه‌ای و خشتی از یک قلعه عظیم است که احتمالاٌ پلان چهارضلعی داشته است. در قسمت‌هایی از این دیوار مخروبه آثار اطاق‌هایی در سه طبقه قابل مشاهده است. مصالح از خشت و چینه می‌باشد. قلعه گبری دمز آباد: روستای دمز اباد در دهستان بهنام ورامین واقع شده است. امروزه از ساختمان اصلی این قلعه اثری نیست ولی وجود دیوار عظیم و قطور باقیمانده دلالت بر عظمت و استحکام قلعه دارد. قلعه پوئینک: خشتهای مورد استفاده در ابعاد ۱۰*۴۰*۴۰ سانتی متری و قابل مقایسه با سایر قلعه‌های تاریخی منطقه است و درلایه‌های چینهای و خشتی برای تراز کردن دیوار‌ها و یا جلو گیری از ترکهای احتمالی به خاطر انقباض و انبساط مصالح، از حصیر‌های بافته شده از جنس نی و برگ خرما استفاده شده است. (چوبک ۱۳۷۶) قطعات بسیار کم آجری پیدا شده در محوطه حاکی از آنست که احتمالا «مربوط به بازسازی‌های دوران اسلامی می‌باشد قلعه صالح آباد: این قلعه که در میانه‌ی جاده اسلامشهر – رباط کریم قرار دارد، دارای پلانی چهار گوش از مصالح چینه و خشت است و بر اساس شواهد موجود در داخل محوطه دارای فضاهای معماری مختلفی بوده که به دلیل تخریب و ویرانی آثار اندکی از آن‌ها باقی مانده است (باقری ۱۳۸۰) قلعه ده حسن: واقع در بخش مرکزی شهرستان رباط کریم. در ضلع شرقی تپه آثار وجود دیوارهای عظیم خشتی و چینه‌ای به شکل منظم و منسجم از دامنه تپه به سوی نقاط مرتفع آن به چشم می‌خورد قلعه چیچکلو: بقایای این تپه باستانی در دو کیلومتری جنوب روستای چیچکلو شهرستان اسلام شهر قرار دارد. انواع سفال‌ها به وفور در سطح تپه پراکنده است که با مشخصات مربوط به دوره‌های پارت و ساسانی و دوره‌های اسلامی مطابقت می‌نماید. سفال ساده با نقوش کنده شیاری – مارپیچی و موجدار متعلق به دوره پارت و ساسانی و نوع سفال ساده و لعابدار فیروزه‌ای ساده و صدفی – لاجوردی – قهوه‌ای – زرد مشخصه دوره اسلامی از جمله سفال‌های یافت شده هستند. قلعه حصارک بالا رباط کریم: بقایای قلعه خشتی و گلی می‌باشد و قسمت اعظم آن به احتمال قوی به مرور زمان توسط عوامل طبیعی و انسانی از بین رفته است. قلعه وجه آباد: این تپه در دهستان اسماعیل اباد رباط کریم قرار دارد. بقایای این تپه بنا به شواهد موجود باید در برگیرنده بقایای یک ساختمان (قلعه) خشتی و گلی مربوط به دوران ساسانی باشد. قلعه گبری ۲: قلعه تاریخی گبری دارای پلان دایره‌ای شکل و برج و باروی گلی می‌باشد. این قلعه دارای دو ورودی کوتاه و کوچک با قوس تقریباٌ هلالی شکل در ضلع‌های شرقی و غربی قلعه بوده و مصالح بکاررفته شده در این قلعه آجر و خشت مربع شکل و خاک و گل است. این قلعه در دهستان شهرستان پاکدشت واقع شده است. ترپاق قلعه: ترپاق در اصطلاح زبان ترکی به معنی خاک است و بدینسان ترپاق قلعه به معنی قلعه خاکی یا گلی نزد اهالی منطقه معروف می‌باشد. این قلعه در بخش مرکزی شهرستان پاکدشت و در روستای فیلدشت واقع شده است. این قلعه با برج‌ها و باروی خشت و گلی نیمه مخروبه خود بر روی یک پشته خاکی مصنوعی تقریباً مرتفع ساخته شده است که به صورت نیمه مخروبه باقی مانده است به نظر می‌رسد برجهای دیده بانی قلعه با آجر وخشت‌های مربع شکل و حصار و باروی آن با مصالح خشت و گل احداث گردیده است. بر فهرست فوق باید دو محوطه‌ی تپه میل و چال ترخان را اضافه نمود که بنا‌هایی به ترتیب مذهبی و سلطنتی از عصر ساسانی می‌باشند. تصویر جداول تصویر نقشه تهیه نقشه – سجاد امیری باوندپور تصویر سفال‌ها سفال‌های ساسانی جمع آوری شده از سطح قلعه گبری ری منابع: کوثری، یحیی ۱۳۷۵؛«پژوهشی در قلعه گبری ری باستان»، مجموعه مقالات کنگره معماری و شهرسازی ایران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ج. سوم. صفی‌نژاد، جواد ۱۳۴۵؛ طالب آباد، دانشکده علوم اجتماعی و تعاون. پوربخشنده، خسرو۱۳۸۱؛ گزارش پژوهشی بررسی و شناسایی آثار باستانی و تاریخی – فرهنگی حوزه فرمانداری ری، اداره کل میراث فرهنگی استان تهران. خلعتبری، محمدرضا ۱۳۸۰؛ گزارش پژوهشی بررسی و شناسایی آثار فرهنگی – تاریخی – حوزه فرمانداری ورامین، اداره کل میراث فرهنگی استان تهران. حاتمی، ابوالقاسم ۱۳۸۴؛ الف – گزارش ثبتی تپه عزیز آباد ورامین، آرشیو مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی – صنایع دستی و گردشگری. ب – گزارش ثبتی قلعه تاریخی حرمین، آرشیو اسناد سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی – گردشگری استان تهران. چوبک، حمیده ۱۳۷۶؛«گزینه سفالینه‌های اسلامی قلعه پوئینک»، گزارش‌های باستان‌شناسی، سازمان میراث فرهنگی کشور، معاونت پژوهشی پژوهشکده باستان‌شناسی، تهران، ج. اول. باقری، محسن ۱۳۸۰؛ گزارش پژوهشی بررسی و شناسایی آثار باستانی و تاریخی و فرهنگی شهرستان رباط کریم، اداره کل میراث فرهنگی استان تهران. تفضلی، احمد ۱۳۷۶؛«دهقانان»، نامه فرهنگستان، شماره ۹، صص ۱۴۸- ۱۵۵. فاضلی نشلی، حسن ۱۳۸۰؛ «بررسی‌های باستان‌شناسی دشت تهران»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، زمستان ۱۳۸۰، صص ۱۹۷ – ۲۱۵ Sebeos , The Armanian History, Translated, With notes, by R.W. THOMSON, Liverpool University Press,1999.
Navigation
User login

Faravahar (OP *fravarti > MP: prʾwhr)[1] is one of the best-known symbols of Zoroastrianism, the state religion of ancient Iran. This religious-cultural symbol was adapted by the Pahlavi dynasty to represent the Iranian nation.

The etymology of Faravahar is the Middle Persian root /frwr/ (the Pahlavi script of Middle Persian did not represent short vowels), and the word is thus variously pronounced/written farohar, frohar, frawahr, fravahr and so forth, as there is no agreed upon method of transliterating the Middle Persian word into English. In Dekhoda's dictionary and the 17th century Persian dictionary Burhan Qati', it appears as فروهر "furuhar". The Encyclopedia Iranica renders it as frawahr (this reflects the Pazend dibacheh form, corresponding to Book Pahlavi prʾwhr).

The winged disc has a long history in the art and culture of the ancient Near and Middle East. Historically, the symbol is influenced by the "winged sun" hieroglyph appearing on Bronze Age royal seals (Luwian SOL SUUS, symbolizing royal power in particular)[citation needed]. In Neo-Assyrian times, a human bust is added to the disk, the "feather-robed archer" interpreted as symbolizing Ashur.

While the symbol is currently thought to represent a Fravashi (c. a guardian angel) and from which it derives its name (see below), what it represented in the minds of those who adapted it from earlier Mesopotamian and Egyptian reliefs is unclear. Because the symbol first appears on royal inscriptions, it is also thought to represent the 'Divine Royal Glory' (khvarenah), or the Fravashi of the king, or represented the divine mandate that was the foundation of a king's authority.

This relationship between the name of the symbol and the class of divine entities it represents, reflects the current belief that the symbol represents a Fravashi. However, there is no physical description of the Fravashis in the Avesta, the sacred texts of Zoroastrianism, and in Avestan the entities are grammatically feminine.

In present-day Zoroastrianism, the faravahar is said to be a reminder of one's purpose in life, which is to live in such a way that the soul progresses towards frasho-kereti, or union with Ahura Mazda, the supreme divinity in Zoroastrianism. Although there are a number of interpretations of the individual elements of the symbol, none of them are older than the 20th century.

Late antique motifs in Yezidi oral tradition
This book aims to demonstrate how the oral tradition works through tracing the presence and use of late antique motifs in Yezidi mythology. Yezidis are a Kurdish religious minority of a few hundred thousand souls, living mainly in Northern Iraq, as well as Syria, Turkey and the Caucasus. Yazidi religious practices have been described as a blend of Eastern religions with hints of the ancient Zoroastrian and Mithraic practices, as well as elements of Christianity, Judaism and Islam. All the monotheistic prophets are recognized, but Abraham and Noah are especially venerated. Yezidis follow a highly syncretistic religion of their own, based exclusively on oral tradition. Yezidi mythology, beside showing the influence of both Sufism and a pre-Zoroastrian Western Iranian mythology, has also incorporated and adapted to its particular religious system certain myths and motifs which once enjoyed widespread popularity among the interrelated religious movements of Late Antiquity, ranging from Judaism through Christianity to Gnosticism and Manichaeism. This book demonstrates that these myths and motifs, though long since relegated to oblivion in the West, can be found in the religious lore of the Yezidis, as well as of numerous other groups, both medieval and contemporary, in the Middle East. Hence it is argued that they are the vestiges of a common cultural substratum once shared by the people of the region. Placing these motifs within the context of a religious language originating in Late Antiquity is not only the key to a better understanding of Yezidi religion, but also to the way it developed and the working of oral tradition in the Middle East in general. In this context, establishing the late antique origins of some motifs reveals the way literacy interacted with orality in the region. Furthermore, it highlights the long lasting influence late antique religious thought had on the development of religious imagery and thinking in the area. In her PhD. thesis, the author, Mrs Eszter Spät writes : The aim of my thesis was to add to the understanding of the nature of Yezidi religion and of oral tradition in the region, by finding the place of some motifs in a religious tradition which can be traced back to the Late Antiquity. Obviously, this study does not pretend to be the last word on late antique motifs, Gnostic or otherwise, in Yezidism. Rather it hopes to be the first of its kind, opening the way to further research. Clearly, there is a lot more to be done in this field, especially as regards the possible influence of Gnosticism and Manichaeism on Yezidi's religion. During the course of my research, a number of motifs I suspected as being of possible Late Antique origin had to be put to one side due to a lack of sufficient corroborating data. As scholarly research (hopefully) gathers more information on the various religious and ethnic groups in the Middle East and their oral traditions, new details may appear that would make finding further connections and refining the ones treated by this work possible. Eszter Spät Late Antique Motifs in Yezidi Oral Tradition Gorgias Press (May 1, 2010) ISBN-10 : 1607249987 ISBN-13 : 978-1607249986