This book aims to demonstrate how the oral tradition works through tracing the presence and use of late antique motifs in Yezidi mythology. Yezidis are a Kurdish religious minority of a few hundred thousand souls, living mainly in Northern Iraq, as well as Syria, Turkey and the Caucasus. Yazidi...
نویسنده: آرش نورآقایی در هند باستان، زن پس از مرگ شوهرش خود را می‌سوزاند (یا او را می‌سوزانیدند)، به این رسم «ساتی» (سانسکریت: सती) گفته می‌شد. در هند باستان این رسم به عنوان یک وظیفه، اهمیت فرهنگی و مذهبی بسیاری داشت و نشانه وفاداری زن به شوهر تلقی می‌شد. هر چند این رسم بیش‌تر به صورت داوطلبانه انجام می‌گرفت، اما فشارهای خانوادگی و اجتماعی، زن را به شرکت در این مراسم وامی‌داشت. رسم ساتی هم در بین زنان عادی و هم در بین زنان اشراف رایج بود. سال‌ها بعد با به قدرت رسیدن فرمان‌روایان مسلمان در هند ساتی نمادین به وجود آمد که در این مراسم زن بیوه در کنار شوهر مرده خود زانو می‌زد و کلماتی را که نشانه وفاداری اوست بر زبان می‌آورد؛ بدون این که مجبور به سوزانیدن خود باشد. رسم باستانی که براساس آن زن بیوه خود را به داخل آتش مراسم تدفین همسرش می‏انداخت تا همراه او سوزانده شود، برای نخستین بار در سال ۱۸۲۹ از سوی حکمران‏های استعماری بریتانیا ممنوع شد. این قانون در سال ۱۹۸۷ تقویت شد اما گاهی نمونه‌های نادری از آن هنوز هم در بخش‏هایی از هندوستان مشاهده می‌شود. جوزف کمبل عقیده دارد: آیین ساتی در مصر و چین باستان هم وجود داشته است. حتی در اروپای سال‌های دور هم شواهدی از آن به چشم می‌خورد. ویل دورانت هم معتقد است که: رسم به آتش افکندن زنان شوی مرده بر تل آتش شوهران (ساتی) از بیرون به هند آمد. «هرودوت» آن را رسم سکاهای باستانی و تراکیایی‌ها می‌داند؛ اگر قولش را باور کنیم، همسران مرد تراکیایی برای آن‌که افتخار کشته شدن بر گور شوهر نصیبشان شود با یکدیگر نزاع می‌کردند. شاید این آیین از رسم اولیه دیگری که در سراسر جهان رواج داشت گرفته شده باشد، و آن این‌که یک یا چند تن از همسران یا صیغه‌های امیری یا مرد توانگری را، همراه با بردگان و سایر مال و منالش، با او قربانی می‌کردند، تا در آن سو [جهان دیگر] از او نگهداری کنند. «اثروه-ودا» آن را رسم کهن می‌داند، ولی در «ریگ-ودا» اشاره شده است که در روزگار ودایی این رسم ملایم‌تر شده و به آن‌جا رسیده بود که زن بیوه می‌بایست قبل از سوزاندن جسد شوهر لحظه‌ای بر پشته هیزمی که برای سوزاندن شوهر گرد آمده دراز بکشد. از «مهابهاراتا» پیداست که این نهاد را به شکل اولش بازگردانده‌اند، و در این نیز هیچ ندامتی نمی‌بینند؛ چندین نمونه از ساتی می‌آورد و این قانون را بنا می‌نهد که بیوه پاکدامن نمی‌خواهد بعد از مرگ شوهرش زنده بماند، بلکه با غرور پا به آتش می‌گذارد. قربانی با سوزاندن همسر در گودالی انجام می‌گرفت، یا چنان‌که در میان «تلوگو»های جنوب مرسوم بود، او را زنده زنده در گور می‌کردند. «استرابون» گزارش می‌دهد که در زمان اسکندر رسم ساتی در هند رواج داشته است، و یک قبیلة پنجابی، به نام «کتایی»، ساتی را به شکل قانون در آورده‌ بود تا همسران را از مسموم کردن شوهران باز دارد. ویل دورانت در رابطه با این رسم می‌نویسد: ظاهرا در آغاز برهمنان با آن مخالف بودند، بعد آن را پذیرفتند؛ و سرانجام هم برایش یک ضمانت اجرایی دینی تراشیدند، به این معنا که آن را به پیوند ابدی زناشویی تعبیر کردند. زنی که یک بار با مردی وصلت کرد تا ابد از آن اوست، و در زندگانی‌های بعدی هم به او خواهد پیوست. در راجستان تملک مطلق زن شکل جوهر به خود گرفت، و آن چنان بود که چون راجپوتی با شکست روبرو می‌شد، پیش از آنکه در نبرد به سوی مرگ رود، همسرانش را قربانی می‌کرد. این رسم در دورة سلسلة تیموریان هند، به رغم تنفر مسلمانان، رواج یافت؛ و حتی اکبر شاه قدرتمند هم نتوانست آن را براندازد. یک بار خود اکبر شاه کوشید که نوعروس هندویی را که می‌خواست خود را بر توده آتش نامزد مرده‌اش بسوزاند از این کار باز دارد؛ اگر چه برهمنان هم مانند شاه از آن زن خواستند که این کار را نکند، باز او بر آن اصرار ورزید؛ چون شعله‌های آتش به او رسید، دانیال ، پسر اکبر، به گفتگوی با او ادامه داد، اما او پاسخ داد که “آزارم مکنید، آزارم مکنید.» بیوه دیگری که درخواست‌های مشابهی را رد می‌کرد، انگشتش را روی شعله چراغ گرفت تا تمام انگشتش کاملا سوخت؛ و هیچ نشانی از درد از خود آشکار نساخت؛ و، به این طریق، تحقیر خود را به کسانی که او را به ترک این رسم اندرز می‌دادند نشان داد. گاهی در ویجیه‌نگر رسم ساتی شکل عمومی به خود می‌گرفت؛ نه یکی یا چند تن از همسران، بلکه تمام همسران بسیار امیری یا سرداری با او به کام مرگ می‌شتافتند. «کونتی» گزارش می‌دهد که شاه سه هزار تن از دوازده هزار همسرش را سوگلی خود کرده بود “به این شرط که، به هنگام مرگ او، آن‌ها هم داوطلبانه خود را با او بسوزانند، و این را برای آنان سرفرازی بزرگی می‌دانستند.” توضیح این نکته که چگونه بیوه هندوی قرون وسطایی را، با تلقین و اعتقاد و امید به وصل مجدد با شوهر در زندگانی دیگر، به ساتی راضی می‌کردند، امری دشوار است. «ساتی» را به انگلیسی Suttee می‌گویند، اما Sati درست‌تر و به معنای «همسر وفادار» است. اسطوره ساتی: «ساتی» رسم تدفین آئین هندوئیسم است که واژه آن از نام الهه «ساتی» که به «داکشایانی» نیز شهرت دارد گرفته شده است، «داکشایانی» همسر اول الهه «شیوا»، مهم‌ترین الهه هندوئیسم بود و از آن‏جا که نمی‏توانست تحقیر شدن همسر خود را توسط پدرش تحمل کند خود را کشت. واژه شناسی ساتی و سَتی: واژه «ساتی» از ریشه سانسکریت «سات» یعنی «بودن» است. شکل اسمی آن «ساتیا» به معنی «حقیقت» است. معانی دیگر آن عبارتند از: واقعی، اصیل، صمیمی، وفادار، پرهیزکار، پاک و خوب، به حقیقت پیوسته. منفی آن «ا – ستی»، همسر بی‌وفا و آلوده دامن معنی می‌دهد. در لغت‌نامه دهخدا، روبروی معنی «ساتی» چنین آمده است: الهه هندی، دختر داکشا، همسر شیوا. چون پدرش شوهر او را تحقیر کرد، ساتی خود را در آتش انداخت. و همچنین در مدخلی دیگر آمده است: در نزد مصریان قدیم، فرشنه‌ای است موکل بر ارواح. در آثار باستانی مصر تصویر او در حالی که روح به صورت مرغی بر زانوی او نشسته، دیده می‌شود. ساتی (سَتی) در زبان فارسی و فرهنگ ایرانی هم به شیوه‌های گوناگون دیده می‌شود. واژه «است»، در زبان فارسی فعل مضارع و مصدر زمان گذشته آن، «بودن» است. «است» در فارسی میانه ast و در فارسی باستان، در اوستایی و سانسکریت asti بوده است. به نظر می‌رسد، «است» فارسی امروزی با «سات» سانسکریت به معنای «بودن» هم‌ریشه است. «سَتی» در زبان فارسی به معنای «بانو» است که به احتمال قوی، تغییر یافته همان «ساتی» است و فراموش نکنیم که ساتی علاوه بر این که این یک رسم به شمار می رود، به معنای بانوی وفادار و عفیف هم هست. از این‌روست که «مٍه سَتی» یا «مَه سَتی» از نام‌های ایرانی برای دختران است و به معنای «بانوی بزرگ» معنا یافته است. در لغت نامه دهخدا، برابر واژه «مهستی» (مَه سٍتی) داریم: مه مخفف ماه و مهستی به معنای ماه خانم و ماه بانو. از طرفی نام دخترانه‌ای نیز وجود دارد که با تلفظ «مَهَستی» ادا می‌شود. معنای «مَهَست» چنان‌که در لغت نامه دهخدا آوره شده، به معنای سنگین و گران و مهترین و بزرگترین است. اما این‌که آیا مَهَستی می‌تواند از ریشه مَهَست باشد، موضوعی است که جای بررسی بیشتری دارد. واژه دیگری که در فرهنگ دهخدا دیده می‌شود «سٍتی» است که با این توضیح ذکر شده است: “برای خطاب به زن آید.” نام دختر حضرت موسی بن جعفر و همچنین حضرت مریم را هم سٍتی ذکر کرده‌اند. بناهایی با نام «سَتی»: ۱- یکی از اماکن مقدسه اصفهان «ستی فاطمه» است که مردم اصفهان به آن اعتقاد دارند و می‌گویند فاطمه صغری، دختر حضرت موسی بن جعفر (ع) در این محل مدفون است. ساختمان صحن و بقعه ستی فاطمه به زمان صفویه مربوط می‌شود. در داخل بقعه ستی فاطمه و در اطراف گنبد اشعاری با خط نستعلیق سفید بر زمینه لاجوردی به چشم می‌خورد که تاریخ آن را به ۱۲۴۲ هجری قمری و زمان فتحعلی‌شاه قاجار مرتبط می‌کند. اشعار مزبور حاکی از آن است که شخصی به نام محمد علی خان، قبه این آرامگاه را ساخته است. از بناهای دیگر این مجموعه، بقعه شاهزادگان است که در ضلع جنوبی صحن ستی فاطمه قرار دارد و بنای آن در زمان شاه عباس دوم صفوی ساخته شد. داخل آن با گچبری و سطح بیرون آن با کاشیکاری تزئین شده است. در داخل بقعه کتیبه‌ای برجای مانده که قسمت هائی از آن از بین رفته است. در این محل نوه‌های شاه اسماعیل اول مدفون هستند که در سال ۱۰۴۱ هجری قمری به دست شاه صفی یکی از سلاطین صفویه کشته شده‌اند. علاوه بر این شاهزادگان که در کودکی کشته شده‌اند،‌ فرزندان یکی از سرداران شاه عباس اول نیز در این محل به خاک سپرده شده‌اند. ۲- در شمال میدان امیرچخماق یزد و در کوچه شیر اسدالله، بقعه‌ای وجود دارد که به نام مقبره «سَتی فاطمه» معروف است. بنای بقعه، اتاقی است با پوشش گنبدی شکل که تیزه آن با کاشی سبز رنگ پوشیده شده است. پوشش داخلی بنا از گچ است و مقداری کاشی معرق در مقرنس‌های آن به کار رفته است. لازم به ذکر است که ستی فاطمه خاتون، همسر امیر جلال‌الدین چخماق (بانی ساخت مجموعه امیر چخماق) از سرداران و امرای شاهرخ تیموری است. ۳- آب انبار پنج بادگیری، به علت مجاورت با بقعه ستی فاطمه به آب انبار ستی فاطمه معروف است،این آب‌انبار در دوره صفویه ساخته شده و در قسمت شمالی میدان، کوچه شیخ اسدالله قرار دارد. برای پی بردن به عظمت کار ساخت آب انبار کافی است بدانیم که تنها برای ساخت مخزن این آب انبار حدود هفت هزار متر مکعب خاک برداری شده است. منابع: • لغت‌نامه دهخدا • فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، محمد حسن دوست؛ زیر نظر بهمن سرکاراتی، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، نشر آثار، ۱۳۸۳ • اساطیر مشرق زمین، جوزف کمبل، علی اصغر بهرامی، تهران، جوانه رشد، ۱۳۸۳ • تاریخ تمدن، جلد ۱ (مشرق زمین، گاهواره تمدن)، ویل و آریل دورانت، مترجمان؛ احمد آرام، ع. پاشایی، امیر حسین آریان‌پور، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۸۰
مریم ا. جعفری شاهنامه، یادگار گران سنگ فردوسی بزرگ در طی بیش از یک هزاره از سرودن‌اش هم چنان مورد توجه بسیاری از پژوهشگران ایرانی و انیرانی است. بار‌ها شاهنامه و پدیدآورنده‌اش، فردوسی، از دیدگاه‌ها و نگرش‌های متفاوت مورد واکاوی قرار گرفته‌اند. یکی از چالش برانگیز‌ترین موضوعات موردبحث، بن مایه‌ای است که فردوسی از آن برای سرودن شاهنامه‌اش بهره برده است. سالهاست که پژوهشگران با بررسی نسخه‌های خطی شاهنامه در کتابخانه‌ها و موزه‌های جهان چون شاهنامه‌ی موزه‌ی بریتانیا، شاهنامه‌ی کتابخانه‌ی ملی سن پترزبورگ، شاهنامه‌ی قاهره و نسخه‌ی نویافته‌ی کتابخانه‌ی مرکزی ملی فلورانس در تلاش‌اند تا نسخه‌ای از شاهنامه را فراهم آورند که بیشترین همانندی را با شاهنامه‌ی سروده‌ی فردوسی داشته باشد. شماری از پژوهشگران بر این باورند که شاهنامه از بن مایه‌ای مکتوب به نام خدای نامه که در زمان ساسانیان گردآوری شده بود بهره گرفته است و در واقع فردوسی این نسک را به نظم درآورده است. ولی شماری دیگر باور دارند افزون بر این بن مایه‌ی مکتوب که در جای جای شاهنامه از آن یاد شده است شاهنامه بن مایه‌ی دیگری نیز دارد و آن بن مایه‌ای شفاهی است که به صورت سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است و در زمان فردوسی موبدان و دهقانان میراث دار آن بودند، کسانی که فردوسی بار‌ها نامشان را در سروده‌های خود می‌برد. چالش دیگر در میان پژوهشگران پیوند داستان پهلوانان از جمله رستم با داستان شاهان است. گروهی برآنند از آنجا که داستان رستم و دیگر پهلوانان خانواده سام در خداینامه جایی نداشته اصالت تاریخی ندارد و برای آن جنبه استوره‌ای قائل هستند. گروهی نیز برآنند که خاندان سام پهلوانانی در بیرون از مرزهای ایران بوده‌اند و داستان آنان از داستان شاهان ایران جدا بوده که بعد‌ها فردوسی با چیره دستی این دو داستان را با هم ترکیب نموده؛ مطلبی که در نسک «شاهنامه‌ی فردوسی، ساختار و قالب» نوشته‌ی «کورت هاینریش هانزن» (Kurt Heinrich Hansen) با برگردان کیکاووس جهانداری به آن پرداخته شده است. ولی شماری نیز باور دارند که داستان پهلوانان و از جمله رستم در سنت شفاهی مردم (دست کم از زمان پارتیان) وجود داشته و در پیوند با داستان شاهان می‌باشد. از جمله کسانی که باور دارند داستان شاهان و پهلوانان در سنت شفاهی مردم از سالیان دور وجود داشته بانو «الگا دیویدسن» (Olga M. Davidson) می‌باشد. ایشان در نسکی که در این نوشتار به شناساندن آن پرداخته شده به طور مفصل به این موضوع می‌پردازند. دکتر الگا دیویدسن بانو دیویدسن متولد ۱۹۵۲ در آمریکا، استاد زبان‌های فارسی و عربی، مطالعات زنان، زبان و ادبیات اوستایی، پهلوی، سغدی، سکایی، یونان باستان، لاتین، ادبیات تطبیقی، شعر مردمی (فولکلور) و شعر شفاهی در دانشگاه برَندایس (Brandeis) آمریکاست که به پژوهش‌های ایرانی و فرهنگ ایران دلبستگی فراوان دارد و بخش مهمی از زندگی و دارایی خویش را صرف شناختن و شناساندن فرهنگ کهن ایرانی نموده است. ایشان در سال ۱۹۸۳ مدرک دکترای خود را با دفاع از پایان نامه‌اش با موضوع «تاجبخشی در شاهنامه» از دانشگاه پرینستون (Princeton) در رشته‌ی مطالعات خاورمیانه دریافت کرده است. همچنین او یکی از اعضای هیات مدیره دانشنامه‌ی ایرانیکا و مشاور کتابخانه‌ی ایرانیکا در بخش سنت‌های فکری است. نسک «شاعر و پهلوان در شاهنامه» (Poet & Hero in the Persian Book of Kings) نوشته‌ی دکتر الگا دیویدسن توسط دکتر فرهاد عطایی به فارسی برگردانده شده است. این نسک در ۱۹۹۴ توسط دانشگاه Cornell به چاپ رسیده است. دکتر فرهاد عطایی متولد سال ۱۳۳۲ در تهران، مدرک کار‌شناسی خود را در رشته‌ی اقتصاد در سال ۱۳۵۴ از دانشگاه ایالتی نیویورک، مدرک کار‌شناسی ارشد خویش را در سال ۱۳۵۶ در رشته‌ی امور بین الملل (گرایش توسعه) از دانشگاه اوهایو، مدرک دکترای خود را در سال ۱۳۷۱ در رشته‌ی مطالعات خاور نزدیک از دانشگاه برکلی کالیفرنیا و مدرک فوق دکترای خویش را در سال ۱۳۸۰ در رشته‌ی مطالعات خاورمیانه از دانشگاه هاروارد دریافت نموده است. ایشان هم اکنون استاد و هموند هیات علمی روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران می‌باشند. دکتر فرهاد عطایی افزون بر این نسک، دکتر عطایی نسک دیگری از بانو دیویدسن با نام «ادبیات تطبیقی و شعر کلاسیک فارسی» (نشر فرزان/۱۳۸۰) به فارسی برگردانده است. همچنین مقالات زیادی از ایشان در زمینه‌ی روابط بین الملل و مطالعات خاورمیانه در نشریه‌های ایرانی و انیرانی به چاپ رسیده است. پس از پیشگفتار مترجم، پیشگفتار پروفسور گرگوری ناج (Gregory Nagy) همسر بانو دیویدسن آورده شده است و به دنبال آن پیشگفتار بانو دیویدسن و در ادامه نُه هات پیش روی خواننده است: هات نخست: اعتبار فردوسی شاعر هات دوم: اعتبار شاهنامه‌ی فردوسی هات سوم: میراث شعر شفاهی فردوسی هات چهارم: کتاب شاهان، حماسه‌ی پهلوانان هات پنجم: شاه و پهلوان هات ششم: رستم، پاسدار حکومت هات هفتم: موضوع پدری پیشرس و نارس در داستان رستم و سهراب هات هشتم: «دیوسکوریسم» بین پدر و پسر، سرمشقی برای اقتدار در شاهنامه هات نهم: بزم و رزم؛ بهترین مناسبت برای شاعر و پهلوان پس از این نُه هات چند خطی به عنوان سخن پایانی آورده شده است و در پایان پیوستی با فرنام «تحلیلی فرمولی از نمونه‌هایی برگرفته از شاهنامه‌ی فردوسی» به نسک افزوده شده است. نسک «شاعر و پهلوان در شاهنامه» در ۲۲۲ رویه توسط انتشارات نشر تاریخ ایران برای نخستین بار در زمستان ۱۳۷۸ با بهای ۱۴۰۰ تومان (هم اکنون ۵۰۰۰ تومان) وارد بازار نسک شده است.
درود آبانگان فرخنده باد این شماره را از اینجا دریافت کنید در این شماره می خوانید جهان شناخت سومری-اکدی // سورنا فیروزی تحقیقی پیرامون رسم «ساتی» و واژه‌ای «سَتی» // آرش نورآقایی پاسارگاد: باغ‌های ایرانی // نگارش کاوه فرخ، ترجمه‌ای حسام الدین شافعیان انگیزه و خاستگاه مقام اندرزگری کرزوس نزد کورش در نظر مورخان یونانی // یزدان صفایی شناساندن نسک «شاعر و پهلوان در شاهنامه» // مریم ا. جعفری
نویسنده: یزدان صفایی دین و ایزدان، معمولاً در گستره‌ای پهناور پراکنده می‌شوند. ‌گاه میان نام ایزدان مردمانی بس متفاوت و دور از هم، نزدیکی و یکسانی دیده می‌شود. این نوشتار درباره‌ی چرایی این موضوع گفتگو نخواهد کرد بلکه نمونه‌ای از این نزدیکی نام سه ایزد را که دو تای آن‌ها ایرانی، و دیگری مصری است، بررسی خواهد کرد. موضوع نوشتار درباره‌ای فرضیه‌ای یکسانی بخش دوم واژه‌های «اهوره» و «میثره» با نام خدای باستانی مصری «رع» و یا «را» خواهد بود. بدین منظور در سه بخش به بررسی ریشه‌شناختی هر سه واژه خواهیم پرداخت. رع مهم‌ترین خدا در دوره‌ی‌ سلطنت قدیم مصر خداوند خورشید با سرِ باز به نام «رع» بود. مصری‌ها معتقد بودند که او هر روز در شرق متولد می‌شود، در طی روز در آسمان سیر می‌کند و مثل پیرمردان هر شب در مغرب می‌میرد. طی شب، او در زیر زمین، منطقه‌ای که مرده‌ها در آنجای گرفته‌اند، سفر می‌کرد تا دوباره به شرق برسد. (اسمیت، ۱۳۸۰: رویه ۲۷-۲۸) ارتباط او با خورشید از سندی مصری معلوم می‌شود: «بر فراز گنبد آسمان برمی‌آید، تا هر روز به خورشید زندگی بدهد.» (Paul William Roberts:1993) با گذشت زمان، با افزایش پرستش خدای خورشید، تعداد و قدرت کاهنان خداوند رع افزایش یافت. (اسمیت، ۱۳۸۰: رویه ۶۵) افزایش قدرت رع، تا جایی ادامه داشت که فرعون‌ها برای به دست آوردن مشروعیت بیشتر، خود را به هر نحوی به او مرتبط کنند. در سندی مصری در این باره می‌خوانیم: «چیست که تو ندانی؟ کیست که از تو خردمند‌تر باشد؟ کجاست که تو ندیده باشی؟… اگر تو به آب بگویی «بر فراز کوه‌ها بالا برو»، نهر مطابق فرمان تو جریان می‌یابد، چرا که تو «رع» هستی… توانایی و اقتدار در دهان تو و درک و دریافت در قلب توست، کلام تو کلامِ مات[Maat=] (خداوند حقیقت) است و خداوند روی لب‌های تو نشسته است… برای تو ابدیت تقدیر شده است. همه چیز مطابق خواست تو انجام می‌شود و هر آن‌چه بگویی، مطاع است» (Ceroge Stiendorff and Keith C. Seele:1947) در دوران سلطنت جدید، آمنحوتپ به این باور رسید که خداوند بر‌تر آتون Aten است که خودِ خورشید است نه خدای خورشید، رع. (اسمیت، ۱۳۸۰: رویه ۹۷) نگارنده احتمال می‌دهد که «خداوند خورشید» بودنِ «رع» به خاطر معنای نام این خدا باشد. احتمالاً می‌بایست نام این خدا را به «روشنایی» ترجمه کنیم. در واقع «روشنایی» یا «رع=را» خودِ خورشید نیست بلکه خدای خورشید است. هرودوت به معروف بودن کاهنان هلیوپولیس اشاره کرده است. (هرودوت، کتاب دوم، بند ۳) هلیوپولیس که در لغت، به معنی «شهر خورشید» است، شهر خدای را ra بوده است. (هرودوت، کتاب دوم، بند ۳، زیرنویس از مترجم) تا اینجا مشخص شد که رع خدایی باستانی در مصر بوده به معنی روشنایی که به عنوان خدای خورشید پرستیده می‌شده است و بعد‌ها جای خود را به خودِ خورشید [=آتون] داده است. میثره میتره (در اوستایی «میثرَ» و در پهلوی «میتر» یا «میهر») در اوستای نو ایزد فروغ و روشنایی و پیمان‌شناسی و یکی از بزرگ‌ترین ایزدان و مینُویان در اساطیر کهن هند و ایرانی است که در بخش‌های پسین اوستا دگرباره اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. (دوستخواه، ۱۳۸۹: ۱۰۵۷.) میترَ نیز خدای روشنی آسمانی است (دوستخواه، وندیداد، فرگرد ۲۲، بخش یکم، زیرنویس، ص ۸۸۵) درباره‌ی نام این ایزد، نگارنده بر این باور است که از دو جزء ساخته شده: بخش اول: «میث» که به معنی اسطوره و افسانه است و در زبان‌های هم‌ریشه با فارسی مانند انگلیسی (Myth) در آلمانی (Mythos)، فرانسوی (mythe) یونانی (μύθος) سوئدی (myt) به همین معنی به کار می‌رود. (مترجم گوگل) بخش دومِ این نام: «رَه» یا «را» است که به معنی روز و روشنایی است که با «روز» در فارسی هم‌ریشه است. بنابراین «میثره» را می‌توان اسطوره یا افسانه‌ی روشنایی ترجمه کرد که نزدیکی فراوان به معنای نام خدای مصری دارد. «مهر» با خورشید ارتباط ندارد، بلکه رابطه‌ی بین زمین با خورشید در واقع عهد و پیمان محسوب می‌شود، ولی بعد‌ها آن را با خورشید یکی گرفته‌اند. در واقع مهر یا میتره نیز در آغاز مانند رع خدای خورشید بوده است. در مورد رع گفتیم که بعد‌تر جای خود را به آتون [=خدای خورشید] داد. مهر نیز در ادامه، نزد پارتی‌ها و سغدی‌ها به عنوان خورشید برکشیده شد. (Sundermannm , Werner:1979) اهوره اهوره‌مزدا از دو جزء «اَهوره» و «مَزدا» (مزداه) ترکیب یافته است. جزء نخست‌‌‌ همان است که در سنسکریت «اَسورَه» گویند. اهوره در اوستا به معنی بزرگ و سرور، به عنوان صفتی برای ایزدان مهر و اپام‌نپات هم به کار رفته است. (دوستخواه، ۱۳۸۹: ۹۳۶.) «اهوره» از دو جزء تشکیل شده، بخش اول «اهو» است. اَهو (=جان) در پهلوی آن را اَخو (axw) گویند. (دوستخواه، ۱۳۸۹: ۹۳۵.) بخش دوم نیز مانند بخش دوم «میتره» به معنای روشنایی است و از‌‌‌ همان ریشه است. هرگاه این ریشه‌شناسی پذیرفته شود، معنای اهورا با «روشنایی جان‌بخش» برابر خواهد بود. نتیجه‌گیری براین اساس، نگارنده، نام خدای مصری: «رع» را که به لحاظ معنایی نیز با «ره» که جزء دوم واژه‌های «اهوره» و «میثره» باشد، نزدیک و حتی یکسان می‌داند اما در اینکه این واژه از فرهنگ ایرانی به مصری رفته است و یا از فرهنگ مصری به ایرانی، داوری نمی‌کند چرا که در این‌باره، شواهد و مدارکی وجود ندارد. کتاب‌نامه برندا اسمیت، ۱۳۸۰. مصر باستان، ترجمه‌ی آزیتا یاسائی. تهران: ققنوس. دوستخواه، جلیل. ۱۳۸۹. اوستا کهن‌ترین سروده‌ها و متن‌های ایرانی. تهران: مروارید. هرودوت، ۱۳۸۳. تاریخ هرودوت، جلد دوم. ترجمه‌ی هادی هدایتی تهران: انتشارات دانشگاه تهران. مترجم گوگل The Pyramid Texts، ca. ۲۳۰۰ B. C.، quoted in Paul William Roberts، River in the Desert: Modern Travels in Ancient Egypt. New York. Random House، ۱۹۹۳. Ceroge Stiendorff and Keith C. Seele، When Egypt Ruled the East. Chicago: University of Chicago Press، ۱۹۵۷. Sundermann، Werner (۱۹۷۹)، Bianchi، Ugo، ed.، The Five Sons of the Manichaean God Mithra، Leiden: Brill
نویسنده: آرش نورآقایی قبل از شروع: در کشور ما طرفداران محیط زیست با ساخت سدها مخالف هستند، چراکه در سال‌های اخیر صدمات و زیان‌های سدها را بر روی طبیعت و همچنین آثار تاریخی شاهد بوده‌اند. نگارنده در این نوشتار، ضمن ارزشمند دانستن دلواپسی این گروه از طرفداران محیط زیست، از زاویه گردشگری به سدها نگریسته‌ام. در واقع بررسی اثرات زیست محیطی سد‌ها مقوله دیگری است که هدف این نوشتار نیست. آغاز: با توجه به این موضوع که صنعت گردشگری روز به روز تخصصی‌تر و متنوع‌تر می‌شود، شاهد هستیم که امروزه حتی سدها نیز در فهرست جاذبه‌های گردشگری جای دارند و گردشگران بسیاری برای دیدار از آن‌ها علاقه نشان می‌دهند. و این‌گونه است که امروزه کارشناسان گردشگری برای بهره‌برداری از این جاذبه‌های انسان ـ ساخت برنامه‌ریزی انجام می‌دهند. شاید به زودی همین واژه “گردشگری سد” یا چیزی شبیه به این، جزو یکی از موارد متعدد انواع گردشگری در تمام دنیا مطرح شود. همچنین بعید نیست که به‌زودی و بر اساس نیاز گردشگران به سایت‌های جدیدتر، سدها در فهرست پربیننده‌ترین و جذاب‌ترین سایت‌های گردشگری قرار گیرند. اگر سری به اینترنت بزنید، متوجه می‌شوید که سایت‌های اینترنتی بسیاری برای آشنایی و بهره‌برداری از گردشگری در سدها طراحی شده‌اند و در اختیار علاقمندان قرار دارند. بد نیست بدانیم که بهره‌برداری از “گردشگری در سدها” آن‌قدر در دنیا اهمیت یافته‌ که برای آن‌ها زیرساخت تعریف می‌شود و برایشان به طور اخص برنامه‌ریزی انجام می‌گیرد. ساخت زیرساخت‌ها برای برگزاری ورزش‌های آبی و سفرهای رودخانه‌ای یکی از این موارد است. این‌که شاهد هستیم در برخی از سد‌ها هتل و رستوران ساخته می‌شود، خود نمونه بارز اهمیت زیرساخت‌ها در این‌گونه سایت‌های نوظهور گردشگری است. هم اکنون بسته‌های سفر مربوط به گردشگری در سد‌ها با انواع خدمات در برخی از کشورها به فروش می‌رسد و برای جذب گردشگر به سمت آن‌‌ها تبلیغات وسیعی انجام می‌گیرد. این‌گونه گردشگری در رابطه با گردشگری ماجراجویانه هم هست؛ سوار شدن بر انواع قایق‌ها در رودخانه و دست و پنجه نرم کردن با امواج آب، شنا در بخشی از رودخانه، شیرجه زدن از بلندی‌ به داخل رودخانه، ماهیگیری و … از این نوع است. کمپینگ در کنار رودخانه، دویدن و دوچرخه سواری و سوارکاری در ساحل، کایاک‌ سواری بر روی امواج و اسکی روی آب، چیزهایی نیستند که علاقمندان بتوانند به راحتی از آن چشم‌پوشی کنند. استفاده از امکانات طبیعی آب و باد و خورشید به همراه ساخت جاذبه‌های انسان-ساخت هر روز در سدها بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و کارشناسان برای رونق گردشگری، نیازهای جدید و هیجانات تازه می‌آفرینند. فکر کنید در کنار رودخانه‌ای که به سد منتهی می‌شود، نشسته‌اید و با دوربین چشمی به حرکات آکروبات هنرمندان بر روی قایقی که بر روی امواج در حال حرکت است، می‌نگرید.مطمئن باشید که این لحظات برای شما فراموش نشدنی خواهد بود. اجرای برنامه‌های سرگرم کننده در هر سایت گردشگری، به جذابیت‌های آن کمک می‌کند و باعث می‌شود که گردشگر خاطرات بهتری را از سفر خود به یاد بسپارد. دریاچه‌ها و در این حالت خاص دریاچه پشت سدها، گاهی اوقات مکان مناسبی برای اجرای برنامه‌ها و سرگرمی‌های هوایی است. به بیان دیگر، مانور هواپیماها و چتربازان بر فراز دریاچه‌ها و در نزدیکی دید گردشگران، تجربه‌ای هیجان انگیز است. به طور مثال هرساله تعدادی گردشگر در روز خاصی در کنار دریاچه شهر لوگانو در سوئیس دور هم جمع می‌شوند تا علاوه بر شرکت در فعالیت‌هایی که در ساحل دریاچه در جریان است به تماشای حرکات آکروباتیک هواپیماها و چتربازان بنشینند. با اجرای این‌گونه از مراسم، می‌توان توجه گردشگران را در روزهای معین به مکان‌های خاص جلب کرد. برنامه تفریحات شبانه هم در فهرست خدمات برگزار کنندگان تورها مورد توجه قرار می‌گیرد. معمولا اجرای موسیقی زنده، تئاتر و بازی نور و آب جزو این برنامه‌های شبانه است. بیشتر اوقات در نزدیکی سدها، انواع گیاهان و پرندگان و جانوران دیده می‌شوند، گاهی شکل و شمایل خاصی از زمین‌شناسی در اطراف دیده می‌شود، یا حتی چشمه‌های آب گرم در آن اطراف وجود دارند. بنابراین در کنار سدها می‌توان از انواع گردشگری طبیعی هم بهره‌مند شد. بسترهای رودخانه عموما مکان‌های مناسبی برای کشاورزی و کاشت انواع گیاهان (خوراکی و طبی) است. در دنیای گردشگری حتی این ظرفیت هم نادیده گرفته نمی‌شود. در سد Mc Nary ایالت واشنگتن آمریکا علاوه بر معرفی تمامی جاذبه‌های گردشگری این سد، از جاذبه‌های کشاورزی با نام agricultural attractions هم نام برده شده است. ایجاد دهکده‌های سلامت در نقاطی از دریاچه‌های پشت سد که به دور از هیاهو باشند، نیز می‌تواند یکی از اهداف قابل برنامه‌ریزی در گردشگری سد باشد. در فیلیپین در کنار سد Bustos، فستیوال‌های محلی و مسابقات و بازی‌های مردمی برگزار می‌شود. همچنین محلی‌ها محصولات بومی و صنایع دستی‌اشان را در آن‌جا به فروش می‌رسانند. گونه‌ای خاص از گردشگری سد، دیدار از سدهای تاریخی است. سدسازی یکی از فعالیت‌های ساختمانی است که پیدایی و تکامل آن، بنا به نیاز انسان‌ها و پیرو چگونگی‌های جغرافیایی و منطقه‌ای در طول تاریخ مطرح بوده است. این نیاز در اقلیم‌های مختلف، گاهی به صورت آبیاری و آب‌رسانی به مزارع و گاهی به صورت کنترل جریان آب و جلوگیری از طغیان رودخانه‌ها، نمود پیدا کرده است. بگذارید به طور مثال نگاهی به سدهای تاریخی ایران داشته باشیم: در روزگار هخامنشیان بر روی رودخانه “دیاله”، یکی از رودخانه‌هایی که به اروند می‌پیوسته، سدی برای آبیاری ساخته شد. هر چند بیشتر آثار سدهایی که در زمان هخامنشیان ساخته شد، اکنون ازبین رفته‌اند،اما از جمله آن‌ها “بند ناصری” در ۴۸ کیلومتری شمال غربی تخت جمشید است.”بند فیض آباد” هم یکی از سه سدی است که بر روی رود کر در زمان هخامنشیان بنا شده بود.در جنوب شهر شیراز هم “بند بهمن” از آثار دوره هخامنشی است. در زمان ساسانیان، سد “شادروان” در شوشتر بنا شد که هنوز هم بقایای آن به چشم می‌خورد و در شاهنامه فردوسی هم به مهندس آن، “برانوش” اشاره شده است. سد اهواز که نشانه‌هایش هنوز هم به چشم می‌خورد، سد قیر بر روی رودخانه کارون که از مهم‌ترین سدها بوده و سدی که توسط رومی‌ها در نزدیکی سد دز فعلی ساخته شده، همگی از آثار سدسازی در زمان ساسانیان هستند. یکی از آثار تاریخی دوران ساسانیان، دژ باستانی ایزدخواست در راه اصفهان به شیراز است.در این محل باستانی قلعه، آتشگاه، پل، کاروانسرا و سد یزدخواست دیده می‌شوند.نکته قابل توجه این است که شاید بتوان سد یزدخواست را قدیمی‌ترین بند قوسی جهان دانست.این بند برای جلوگیری از جریان سیل در منطقه ایزدخواست ساخته شده بود. سدسازی در دوران اسلامی و در زمان آل بویه و ایلخانیان و صفویان هم ادامه یافت. البته تعداد سدهای باستانی در ایران بسیار بیشتر از مواردی است که ما در این‌جا ذکر کرده‌ایم. جالب این است که گاهی کشورهایی که سدهای تاریخی ندارند، اکنون سدهایشان را در لیست آثار تاریخی کشورشان به ثبت می‌رسانند. سدهایی را می‌شناسیم که بعد از ۵۰ سال از تاریخ ساختشان اکنون در لیست آثار ملی کشور مربوطه به ثبت رسیده‌اند. در زیر نمونه‌های سدهای ساخته شده در دنیا و ایران را از نگاه گردشگری مورد توجه قرار می‌دهیم: سد ‌Gaborone در آفریقای جنوبی: این سد بر روی رودخانه Notwane ساخته شده و یکی از سدهای معروفی است که به یک سایت توریستی تبدیل شده است.تپه‌های بلند و زمین‌های جنگلی که اطراف این سد را احاطه کرده‌اند، وضعیت فوق العاده‌ای از لحاظ گردشگری را برای آن به ارمغان آورده‌اند. معرفی پروژه‌ای به نام “آب‌نما” همراه با ساخت زمین‌های بازی، استخر شنا، اجرای موسیقی در فضای باز، دیدار از منظره آب از وسط سد، دیدار از حیات وحش، قایق سواری بر روی رودخانه در هنگامی که سطح آب بالاست و سرو انواع غذا در رستوران‌ها از جاذبه‌های ایجاد شده در این سد است که به جذب هر چه بیشتر گردشگران کمک می‌کند. سد Grand Dixence در سوئیس: ارتفاع این سد ۲۸۵ متر است و بلندترین سد بتونی در دنیا به شمار می‌رود. دریاچه مصنوعی به طول ۵ کیلومتر که در پشت این سد به وجود آمده از جاذبه‌های آن به شمار می‌رود. بازدیدکنندگان این سد می‌توانند در طول دریاچه قدم بزنند و از تماشای گل و گیاه در اطراف آن لذت ببرند.همچنین می‌توانند به داخل سد بروند و با یک تله‌کابین به بالاترین نقطه آن برسند. سد Moiry در سوئیس: مدیران این سد با شعار ” آیا تا به حال در یک سد هیدرو الکتریک بوده‌اید؟” گردشگران را به دیدار از این سد فرا می‌خوانند.این نوع از گردشگری در زمره گردشگری علمی جای می‌گیرد که طرفدارانی در دنیا دارد. سد Shamokin در پنسیلوانیای آمریکا: در یک دره زیبا و بر روی رودخانه‌ای بناشده است. در این سد انواع تفریحات و سرگرمی‌ها را برای گردشگران مهیا کرده‌اند. اقامت در هتل و متل، دیدار از پارک و باغ وحش و موزه و گالری و سایت‌های فرهنگی و تاریخی، خرید از بازار، تماشای تئاتر و فیلم و اجرای تورهای پیاده‌روی و تورهای ریلی از جمله جاذبه‌های این سد هستند. سد Coulee در واشنگتن آمریکا: احداث پارک، باغ، محلی برای اسکی، بازار و محل‌هایی برای سرگرمی و تفریح، این سد را به یک سایت گردشگری تبدیل کرده است. سد و دریاچه Hartwell در آمریکا: دریاچه این سد به سان یک استخر طبیعی فرصت‌های ورزش های آبی و همچنین ماهیگیری را برای آن به وجود آورده است.کمپینگ، شکار، دیدار از منظره آبشار سد و جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و حتی نظامی از جذابیت‌های این سد به شمار می‌روند. سد Shasta در کالیفرنیای آمریکا: این سد و دریاچه‌اش یک شهر توریستی را تشکیل داده‌اند. این شهر توریستی برای خود یک سایت اینترنتی دارد که در آن تور سد و خدمات جانبی‌اش معرفی شده‌اند. در این سایت، اطلاعات مورد نیاز و همچنین عکس‌های بسیار زیبا از محیط اطراف سد و دریاچه ارائه شده است. نقشه و راهنمای گردشگران، تقویم رویدادها(فستیوال‌ها، زمان ماهیگیری و…)، امکانات گردشگری سد، انواع بازی‌ها و سرگرمی‌ها و ورزش‌های قابل اجرا در شهر Shasta از مواردی هستند که با رجوع به سایت اینترنتی می‌توانید به آن دست پیدا کنید. سد Hoover در مرز میان ایالت‌های آریزونا و نوادای ایالت متحده: ساخت این سد در سال ۱۹۳۱ آغاز و در سال ۱۹۳۵ به پایان رسید.موضوع جالب در مورد این سد این است که در سال ۱۹۸۱ جزو آثار تاریخی ملی به ثبت رسید. یکی از موارد جالب دیگر این است که وقت در ایالت آریزونا با وقت در ایالت نوادا ۱ ساعت با هم تفاوت دارند و این سد دقیقا در مرز این دو زمان قرار گرفته است. همین موضوعات به علاوه بر معماری و مشخصات فنی سد، آن را در فهرست سدهای مورد توجه در حیطه گردشگری قرار داده است. سد Navajo در نیومکزیکو: این سد به عنوان یک مرکز علمی تفریحی برای گردشگران شناخته شده است. وجود سایت‌های تاریخی و طبیعی، گالری هنر، آب گرم، پارک‌ و بازار از جاذبه‌های دیگر این سد هستند. سد سه گلوگاهی در چین: سد سه گلو‌گاهی با ارتفاع ۱۸۵ متر بر روی رودخانه یانگ‌تسه در مرکز کشور چین بنا شده است.این سد چنان سایت جذابی از لحاظ گردشگری به شمار می‌رود که چینی‌ها برای دیدار هفتگی ۱۰۰۰۰۰ گردشگر از آن برنامه‌ریزی کرده‌اند. کشورهای دیگر: علاوه بر سدهای فوق‌الذکر، در کشورهایی همچون هلند، هند و فیلیپین نیز اقدامات مشابهی برای بهره‌برداری گردشگری از سدها صورت گرفته است. در این سدها گردشگران می‌توانند در انواع هتل‌هایی که منظره زیبایی از رودخانه و سد و آب پشت سد را به نمایش درمی‌آورند، اقامت کنند، در رستوران‌ها غذا و نوشیدنی میل کنند، در پارک‌ها و موزه‌ها قدم بزنند، فضای معابد را در کنار غرش آب تجربه کنند، تعطیلات آخر هفته را با خانواده‌هایشان در کنار منظره‌ای از دریاچه و رودخانه بگذرانند و از زیبایی‌های طبیعی، سایت‌های تاریخی و تفریحات خانوادگی بهره ببرند، دیدار از حیات وحش را تجربه کنند، از بازارهای محلی برپاشده در کنار سدها خرید کنند، به تماشای پرنده‌ها بنشینند و… گردشگری سد در ایران: بیشتر سدها در کشورهایی که ذکر کردیم به عنوان مکانی برای پیک‌نیک خانواده‌ها مطرح هستند. چنان‌که حضور در کنار آب برای مردمان همه کشورها جذاب است، برای ایرانیان نیز از دیرباز، آسودن در کنار چشمه‌ها‌ و رودها مورد توجه بوده و اوقات فراغت را در این محیط‌های باصفا گذرانده‌اند. در این میان، سدها هم گاهی به عنوان یک مکان گردشگری خانوادگی مطرح هستند. به امکان گردشگری در سدهای معرفی شده در ذیل توجه نمایید: سد کرخه: این سد در ایام نوروز برای بازدید عموم قابل استفاده است و خانواده‌های خوزستانی در این ایام از محیط طبیعی و دریاچه پشت سد که در حدود پنجاه کیلومتر است، استفاده می‌کنند.در سال‌های اخیر تعداد بازدیدکنندگان از این سد در ایام نوروزی به حدود ۲۵۰۰۰ نفر هم رسیده است. سد کارون ۳: این سد که در نزدیکی شهر ایذه بنا شده دارای منظره‌ای بدیع است. نزدیکی به آثار تاریخی و طبیعی و همچنین وجود جامعه بختیاری(عشایری و روستایی) در حوالی این سد، آن را به یکی از پرجاذبه‌ترین سایت‌های گردشگری تبدیل کرده است.هرچند که برای بهره‌برداری بهینه از این ظرفیت، برنامه‌ریزی خاصی انجام نشده است. سد کارون ۱: نام دیگر آن، سد شهید عباسپور است.برای مردم محلی، دریاچه پشت سد به عنوان یک مکان تفریحی منحصر به فرد، قابل استفاده است. مردم سوار قایق می‌شوند و با گردش بر روی رود کارون به اطراف می‌روند. بسیاری از آن‌ها، ساعاتی را در کنار مقبره امام‌زاده سلطان ابراهیم، که برایشان تقدس خاصی دارد، می‌گذرانند. سد دز: از دیگر سایت‌های گردشگری در استان خوزستان است که شاید دیدار از تمام زیبایی‌ها و شگفتی‌های آن برای عموم مردم میسر نباشد. سدهای دیگر: سد کرج(امیرکبیر)، سد سفیدرود و همچنین برخی از سدهای دیگر در اقصی نقاط کشور در زمره سایت‌های گردشگری قرار دارند که سامان‌دهی خاصی برایشان انجام نشده‌ و فقط خود مردم به لحاظ علاقه‌ای که دارند از این مکان‌ها دیدار می‌کنند و روزهای تعطیلشان را در آن‌‌ها می‌گذرانند. جاذبه‌های سدها در ایران از لحاظ گردشگری: به طور موردی به سدهای استان خوزستان اشاره می‌کنیم: آشنایی با تکنولوژی ساخت و اطلاع از مشخصات فنی سدها، گونه‌ای از گردشگری علمی در این سدها را تداعی می‌کند، چراکه به غیر از کارشناسانی که در این سدها فعالیت می‌کنند، کمتر کسی با نحوه و نوع استفاده از سدها آگاهی دارد. در نزدیکی این سدها، معمولا طبیعت بکر و دست نخورده است و همین موضوع به رونق گردشگری در سدها کمک می‌کند. دیدار از پرنده‌های بومی و مهاجر در دریاچه‌ها و رودخانه‌ها، از انگیزه‌ها و جاذبه‌های گردشگری منطقه خوزستان در نزدیکی سدها به شمار می‌آید. پرواز عقاب‌ها در اوج آسمان و بر فراز سر گردشگران بسیار هیجان آور است. قایق سواری بر روی رود کارون و گشت و گذار در روستاهای اطراف تجربه‌ای فراموش نشدنی است. حضور در چادر عشایر و آشنایی با آداب و رسوم آن‌ها لطف خاصی دارد که هر گردشگر طبیعت‌گردی آرزویش را دارد. رودخانه‌ها و دریاچه پشت‌سدها، جایگاه مناسبی برای انجام ورزش‌ها و فعالیت‌های آبی هستند. و آخر سر این‌که وجود آثار تاریخی فراوان در منطقه، به جذابیت‌های گردشگری سدها می‌افزاید. به طور کلی، سدهای استان خوزستان؛ کارون ۱، کارون ۳، کارون ۴، مسجد سلیمان، کرخه،دز و کوثر ویژگی‌های فراوانی برای توسعه گردشگری در این استان دارند. در واقع بستر طبیعی آماده است و تنها با سرمایه‌گذاری می‌توان به این مهم دست یافت. با نگاه به اقدامات انجام شده در رابطه با توسعه گردشگری در سدها و در کشورهایی که به عنوان مثال مطرح شدند، متوجه می‌شویم که تقریبا تمام آن اقدامات را در ایران هم می‌توان انجام داد و برای این نوع از گردشگری، می‌توان برنامه‌ریزی کرد.
Navigation
User login

Faravahar (OP *fravarti > MP: prʾwhr)[1] is one of the best-known symbols of Zoroastrianism, the state religion of ancient Iran. This religious-cultural symbol was adapted by the Pahlavi dynasty to represent the Iranian nation.

The etymology of Faravahar is the Middle Persian root /frwr/ (the Pahlavi script of Middle Persian did not represent short vowels), and the word is thus variously pronounced/written farohar, frohar, frawahr, fravahr and so forth, as there is no agreed upon method of transliterating the Middle Persian word into English. In Dekhoda's dictionary and the 17th century Persian dictionary Burhan Qati', it appears as فروهر "furuhar". The Encyclopedia Iranica renders it as frawahr (this reflects the Pazend dibacheh form, corresponding to Book Pahlavi prʾwhr).

The winged disc has a long history in the art and culture of the ancient Near and Middle East. Historically, the symbol is influenced by the "winged sun" hieroglyph appearing on Bronze Age royal seals (Luwian SOL SUUS, symbolizing royal power in particular)[citation needed]. In Neo-Assyrian times, a human bust is added to the disk, the "feather-robed archer" interpreted as symbolizing Ashur.

While the symbol is currently thought to represent a Fravashi (c. a guardian angel) and from which it derives its name (see below), what it represented in the minds of those who adapted it from earlier Mesopotamian and Egyptian reliefs is unclear. Because the symbol first appears on royal inscriptions, it is also thought to represent the 'Divine Royal Glory' (khvarenah), or the Fravashi of the king, or represented the divine mandate that was the foundation of a king's authority.

This relationship between the name of the symbol and the class of divine entities it represents, reflects the current belief that the symbol represents a Fravashi. However, there is no physical description of the Fravashis in the Avesta, the sacred texts of Zoroastrianism, and in Avestan the entities are grammatically feminine.

In present-day Zoroastrianism, the faravahar is said to be a reminder of one's purpose in life, which is to live in such a way that the soul progresses towards frasho-kereti, or union with Ahura Mazda, the supreme divinity in Zoroastrianism. Although there are a number of interpretations of the individual elements of the symbol, none of them are older than the 20th century.

Late antique motifs in Yezidi oral tradition
This book aims to demonstrate how the oral tradition works through tracing the presence and use of late antique motifs in Yezidi mythology. Yezidis are a Kurdish religious minority of a few hundred thousand souls, living mainly in Northern Iraq, as well as Syria, Turkey and the Caucasus. Yazidi religious practices have been described as a blend of Eastern religions with hints of the ancient Zoroastrian and Mithraic practices, as well as elements of Christianity, Judaism and Islam. All the monotheistic prophets are recognized, but Abraham and Noah are especially venerated. Yezidis follow a highly syncretistic religion of their own, based exclusively on oral tradition. Yezidi mythology, beside showing the influence of both Sufism and a pre-Zoroastrian Western Iranian mythology, has also incorporated and adapted to its particular religious system certain myths and motifs which once enjoyed widespread popularity among the interrelated religious movements of Late Antiquity, ranging from Judaism through Christianity to Gnosticism and Manichaeism. This book demonstrates that these myths and motifs, though long since relegated to oblivion in the West, can be found in the religious lore of the Yezidis, as well as of numerous other groups, both medieval and contemporary, in the Middle East. Hence it is argued that they are the vestiges of a common cultural substratum once shared by the people of the region. Placing these motifs within the context of a religious language originating in Late Antiquity is not only the key to a better understanding of Yezidi religion, but also to the way it developed and the working of oral tradition in the Middle East in general. In this context, establishing the late antique origins of some motifs reveals the way literacy interacted with orality in the region. Furthermore, it highlights the long lasting influence late antique religious thought had on the development of religious imagery and thinking in the area. In her PhD. thesis, the author, Mrs Eszter Spät writes : The aim of my thesis was to add to the understanding of the nature of Yezidi religion and of oral tradition in the region, by finding the place of some motifs in a religious tradition which can be traced back to the Late Antiquity. Obviously, this study does not pretend to be the last word on late antique motifs, Gnostic or otherwise, in Yezidism. Rather it hopes to be the first of its kind, opening the way to further research. Clearly, there is a lot more to be done in this field, especially as regards the possible influence of Gnosticism and Manichaeism on Yezidi's religion. During the course of my research, a number of motifs I suspected as being of possible Late Antique origin had to be put to one side due to a lack of sufficient corroborating data. As scholarly research (hopefully) gathers more information on the various religious and ethnic groups in the Middle East and their oral traditions, new details may appear that would make finding further connections and refining the ones treated by this work possible. Eszter Spät Late Antique Motifs in Yezidi Oral Tradition Gorgias Press (May 1, 2010) ISBN-10 : 1607249987 ISBN-13 : 978-1607249986